گفتگو سادهترین شکل ارتباط کلامی است؛ اما در عین حال نقشی حیاتی در شکلگیری، نگهداری و تعمیق رابطهها دارد. بدون مهارت گفتگو، در دنیای ارتباطات، بیدفاع و آسیبپذیر خواهید بود.
آغاز هر رابطهای، چه کاری، چه دوستانه یا عاطفی با یک گفتگوی ساده شروع میشود. حتی دیدارهای بعدی هم بدون گفتگو ممکن نیست. اگر این مهارت را نداشته باشیم، ارتباطی شکل نمیگیرد یا دوام نمیآورد.
“گفتگو، اکسیژن رابطههاست.” — ویریجینیا ساتیر، رواندرمانگر خانواده
معنی گفتگو
گفتگو، یکی از انواع مهارتهای ارتباط کلامی است که به شکلی متوازن و غیررسمی برای ایجاد و حفظ پیوندهای اجتماعی انجام میشود.
از نگاهی دیگر، میتوان گفتگو را عملکردی برای انتقال اطلاعات در راستای دستیابی به یک هدف فردی یا گروهی دانست.
گفتگو، مقدمهای متوازن برای شروع یا حفظ ارتباط است؛ نه آنقدر خشک و رسمی که فاصله ایجاد کند، نه آنقدر خودمانی که شتابزده و بیقاعده به نظر برسد.
مثال واقعی:
تصور کنید وارد یک جمع جدید میشوید. اگر با پرسیدن یک سوال ساده مثل “شما چطور با این جمع آشنا شدید؟” گفتگو را شروع کنید، احتمال شکلگیری رابطه، بسیار بیشتر از حالتی است که در سکوت بمانید.
نکاتی در مورد مهارت گفتگو
برابری در تبادل اطلاعات
گفتگو یعنی تبادل متوازن اطلاعات. یعنی وقتی من درباره آبوهوا، اخبار، ورزش یا تجربههایم حرف میزنم، انتظار دارم تو هم به همان میزان وارد گفتگو شوی.
یکطرفه حرف زدن یا فقط شنونده بودن، گفتگو را نابود میکند — مشکلی که در بسیاری از زوجها دیده میشود.
نقل قول:
“یک گفتگوی خوب شبیه یک بازی تنیس است: توپ را به نرمی میفرستی و انتظار داری طرف مقابل آن را برگرداند.” — ویلیام بلیک
همزمانی ارتباط کلامی
گفتگو یک ارتباط چهره به چهره است. به عبارتی همزمانی ارتباط مهم است. پس ارتباطات پیامکی که فاصله زمانی بین دو طرف وجود دارد را نمی توان گفتگو به حساب آورد. گفتگو می تواند چهره به چهره، ویدئویی یا صوتی باشد. البته که تاثیری که گفتگوی چهره به چهره دارد به دلیل زبان بدن و انتقال پیام های غیرکلامی تاثیرگذارتر از ارتباط صوتی است.
در بسیاری از ارتباطات پیامکی، برداشت اشتباه و سوءتفاهم به دلیل حذف زبان بدن به وجود می آید. البته که سعی شده با ایموجی ها تا حدودی این مشکل برطرف شود و انتقال احساس هم چاشنی ارتباطات پیامکی شود ولی فاصله آن با گفتگوی چهره به چهره هنوز زیاد است.
مثال کوتاه:
در یک گفتگوی ویدئویی، وقتی طرف مقابل لبخند میزند یا مکث میکند، شما این سیگنالها را میبینید و بهتر پاسخ میدهید. در پیامهای نوشتاری این ظرافتها از بین میرود.
شوخی در گفتگو
بسیار پیش می آید که یک رابطه با یک شوخی آغاز می شود و در ادامه می تواند این شوخی های به صورت رفت و برگشتی استفاده شود. توانایی شوخی کردن و خنداندن دیگران شاید مهمترین مهارت گفتگو باشد. البته هنگام شوخی در گفتگو باید بسیار مراقب باشید که به احساسات دیگری آسیب نرسانید.
شوخی اگر درست انجام شود می تواند فضای رسمی را به راحتی بشکند و ایجاد صمیمیت کند. اگر شما بتوانید کسی را بخندانید در عین اینکه به احساساتش آسیب نرسانید، به راحتی می توانید مسیر ارتباط را کنترل کنید.
گفتگوی غریبه ها
موقعیت خاصی مانند همسفر شدن در هواپیما، اتوبوس یا قطار و همچنین صف های انتظار مطب ها و بیمارستان ها و … وجود دارد که باعث گفتگوی بین غریبه ها می شود. غریبه هایی که در شرایط معمولی امکان ندارد با هم حرف بزنند وقتی در چنین موقعیتی قرار میگیرند شروع به گفتگو می کنند. معمولا این گفتگوها با در میان گذاشتن اطلاعات شخصی آغاز می شود. در چنین موقعیت هایی مهارت گفتگو بستگی به توانایی شما در معرفی (Presentation) دارد.
خودشیفتگی محاوره ای (Conversational narcissism)
خودشیفتگی محاوره ای اصطلاحی است که چارلز دربر جامعه شناس در کتاب خود به نام تعقیب توجه: قدرت و منیت در زندگی روزمره (The Pursuit of Attention: Power and Ego in Everyday Life) به کار می برد.
در کشورهایی که سیستم های حمایت کننده دولتی ضعیف هستند مردم به شدت برای جلب توجه با هم رقابت می کنند. در نتیجه آن ها در موقعیت های مختلف اجتماعی سعی می کنند مسیر گفتگو را از دیگران به سمت خود هدایت کنند. موارد بسیاری که افراد در گفتگو ها در مورد خودشان و آداب معاشرت و نحوه مدیریتشان صحبت می کنند نشانه همین خودشیفتگی محاوره ای است.
همیشه سعی کنید در مهارت گفتگو، علاوه بر خود به اندازه کافی به دیگری هم توجه کنید. گفتگو ارتباط کلامی است که باید متوازن و متناسب باشد. این توازن و تناسب در مورد توجه به خود و دیگری هم صادق است.
خودشیفتگی محاورهای یعنی کشاندن گفتگو به سمت خود. برای گفتگوهای متعادل، لازم است همان اندازه که درباره خود حرف میزنید، به حرفهای طرف مقابل هم گوش بدهید.
“مردم فراموش میکنند چه گفتی، اما هرگز فراموش نمیکنند که چه احساسی به آنها دادی.” — مایا آنجلو
و) تفاوت بین مردان و زنان در گفتگو
بر خلاف تصورات رایج، تحقیقی که توسط ماتیاس مهل از دانشگاه آریزونا (Matthias Mehl of the University of Arizona) در سال 2007 انجام شد نشان می دهد که مردان و زنان به اندازه هم و روزانه تا 16000 کلمه برای گفتگو استفاده می کنند.
ز) موضوع گفتگو
بسیاری از موضوعات گفتگو را می توان در چهار دسته اصلی جای داد:
1- ایده های ذهنی:
این موضوعات بیشتر برای گسترش درک و آگاهی هستند.
2- واقعیت های بیرونی:
که مربوط اتفاقات روزانه اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و محیط زیستی هستند. گفتگو در مورد تورم، گرانی، آب و هوا، انتخابات و … از همین جنس هستند.
3- دیگران:
صحبت در مورد دیگرانی که اکثرا غایب هستند هم از جذاب ترین موارد گفتگو است که می تواند حمایتی، رقابتی یا انتقادی باشد.
4- خود شخص:
که می تواند همان خودشیفتگی محاوره ای باشد و شخص برای جلب توجه می تواند اطلاعات شخصی خود را با دیگران به اشتراک بگذارد.
10 تکنیک موثر گفتگو
1- خلاصه، مختصر و گزیده سخن بگویید و از بیان جزئیات و چیدن علف های هرز دوری کنید
پرسه زدن و حاشیه رفتن کار ساده ایست. سعی کنید اگر سوالی از شما می شود گزیده و مختصر پاسخ دهید. تجربه من نشان می دهد در بسیاری از مصاحبه های کاری، صرفا فرد به خاطر پاسخ های طولانی و حوصله سر بری که می دهد رد می شود.
برای تمرین گزیده گویی می توانید یک کتاب را بخوانید و یا یک فیلم را ببینید و بعد سعی کنید آن را در یک یا دو پاراگراف توضیح دهید. سپس توضیحات ضبط شده خودتان را گوش بدهید و بررسی کنید که چقدر توانسته اید روایت شفاف و واضحی را از آنچه خوانده اید یا دیده اید بیان کنید. این تمرین از مهمترین مهارت های سخنوری است که در ساخت محتوای یک خطی سخنرانی اهمیت بسیاری دارد.
بیان بیش از حد جزئیات باعث خستگی و کسالت رابطه می شود. کسی مهارت گفتگو دارد که به راستی تشخیص دهد در رابطه چه چیزی مهم است؟ اینکه شما در بیان یک خاطره، تجربه، داستان یا هر چیز دیگری به چه چیزهایی اهمیت می دهید و به چه چیزهایی اهمیت نمی دهید بسیار مهم است. وقتی شما همه چیز را با تمام جزئیات تعریف می کنید به این معناست که قدرت تشخیص این که چه چیزی اهمیت دارد را ندارید.
2- خوب و دقیق گوش دهید
مغز می تواند آنچه را ما می شنویم بسیار سریعتر از سرعت صحبت شخص پردازش کند. در نتیجه ذهن ما فضای خالی بین صحبت کردن دیگری را پر می کند. شما می توانید با گوش دادن فعالانه و پرسیدن سوالاتی که به روشن شدن بحث کمک می کند تا آنجا که ممکن است این مشکل را برطرف کنید.
همیشه به یاد داشته باشید که گفتگو یک عملکرد متوازن است و نوبت شما هم می رسد که صحبت کنید. ولی پر کردن فضای خالی صحبت های دیگری توسط مغز شما، باعث می شود که متوجه منظور صحبت های طرف مقابل نشوید و دچار سوءتفاهم شوید.
3- بدون تعصب گفتگو کنید
پرهیز از تعصب بنیادی ترین مهارت گفتگو است. وقتی مخاطب احساس کند که شما نسبت به موضوع تعصب دارید از گفتگو خودداری می کند. بارها گفتگو در مورد تیم های ورزشی و یا موضوعات دینی و مذهبی با آدم های متعصب را تجربه کردید. تعصب بزرگترین دشمن گفتگو است. شما به میزان غلظت تعصب هایتان، درهای گفتگو را می بندید.
تعصب فقط در موضوعات دینی و مذهبی نیست بلکه ما نسبت به بسیاری از چیزهایی که در زندگی دوست داریم و عاشقشان هستیم مثل همسر، پدر، مادر، فرزند و دوستان و … هم تعصب داریم. حتی نسبت به بسیاری از چیزهایی که مالکشان هستیم هم همین طور.
ما باید بدانیم جهانی که ما در آن زندگی می کنیم دنیای مطلق ها نیست. هیچ چیز 100 درصد درستی و هیچ چیز صددرصد غلطی در این دنیا وجود ندارد. بنیاد استدلال های دانشی و تجربی استقرا است. استدلال استقرایی استدلالی است که در آن مقدمات به طور قطعی از نتایج پشتیبانی نمی کنند. خوب یا بد جهان ما جهان استقرا است. پس تعصب نسبت به استدلال و نظرات بی معنی است.
4- خودتان را تکرار نکنید
در رابطه همیشه نکاتی برای ما مهم است که می خواهیم بیان کنیم. مشکل این جاست که این نکات را بارها و بارها تکرار می کنیم. این تکرار نه تنها مایه کسالت و خستگی می شود که تاثیر خود را نیز از دست می دهد. به یاد بیاورید پدر، مدیر یا دوستتان را که یک نکته را با اینکه ارزشمند است بارها و بارها تکرار می کند. این باعث آزار شما می شود.
اگر هم قرار است که نکته ای را تکرار کنید باید برای آن مطلب جدیدی پیدا کنید و با بیان متفاوتی هم آن را ارائه کنید. البته این مهارت گفتگو نیاز به یادگیری تکنیک های سخنوری دارد. شما در سخنوری یاد می گیرید که چگونه یک محتوای ثابت را به روش مثالی با بیان متفاوت ارائه کنید.
5- تجربه هر کس منحصر به فرد است
اگر تجربیات شما بسیار بیش از دیگران است و یا اتفاقاتی که برای آن ها افتاده را شما بارها تجربه کردید باز هم باید به آن ها فرصت به اشتراک گذاشتن تجربیاتشان را بدهید. تجربه هر کس منحصر به فرد است حتی اگر موضوع آن یکسان باشد. بیان تجربیات دیگران و اینکه در بیان آن روی چه قسمت هایی تکیه می کنند و از کدام قسمت ها عبور می کنند می تواند شناخت بیشتری برای شما به همراه بیاورد.
6- در گفتگو میل به یادگیری داشته باشید
ممکن است ما فکر کنیم که برای همه سوالات پاسخ داریم. اما گفتگو دقیقا جایی است که می توانیم دانشمان را گسترش دهیم. درست است که در ارتباط باید با دیگران همدلی کنید ولی فراموش نکنید که این احساس را به آنها ندهید که همه چیز را می دانید. به آنها نشان دهید که می خواهید از آن ها یاد بگیرید. حتی اگر در مواردی مجبور باشید که نظر شخصی خود را کنار بگذارید.
یکی از روش های تاثیرگذار در مهارت گفتگو این است که در پایان گفتگو، تجربه، نکته و یا جمله مهم و کلیدی که مخاطب گفته را به او یادآوری کنید و بگویید که از او درس بزرگی گرفتید. دادن حس یادگیری به طرف گفتگو، بی نهایت رابطه را خوشایند می کند و عزت نفس و اعتماد به نفس مخاطب را زیاد می کند.
7- از انجام چندکار خودداری کنید
وقتی وارد گفتگو می شوید سعی کنید متمرکز شوید. می دانم بسیاری معتقدند که می توانند همزمان که تایپ می کنند، یا فیلم نگاه می کنند و یا با موبایلشان بازی می کنند هم می توانند وارد گفتگو شوند. ولی پیش شرط هر رابطه ای احترام است. مشغول بودن شما باعث می شود که دیگری احساس بی توجهی و بی احترامی کند.
در ارتباط موثر، هر کاری که عزت نفس و حرمت طرف رابطه را مخدوش کند ممنوع است. این رفتار در کودکان بیشتر مشهود است. وقتی با شما صحبت می کنند اگر سرتان را برگردانید بلافاصله سر شما را با دست می گیرند و از شما می خواهند که به آن ها گوش کنید. اگر هم بگویید که من می شنوم و حواسم هست هم فایده ای ندارد. آن ها توجه می خواهند. مهارت گفتگو فقط به فن بیان شما بستگی ندارد بلکه با میزان توجه شما به مخاطبتان سنجیده می شود.
8- به جای سوالات بسته از سوالات باز استفاده کنید
به جای پرسیده سوالات بسته ای که پاسخ بله یا خیر دارند از سوالاتی بازی استفاده کنید که نیاز به توضیح دارد. مثلا می توانید به آن ها بگویید نسبت به این موضوع چه حسی دارند؟ یا اگر آن ها در این موقعیت قرار می گرفتند چه واکنشی نشان می دادند و … . سوالات باز کمک می کند که توازن و تناسب رابطه حفظ شود و همه طرف های ارتباطی باندازه لازم در گفتگو مشارکت کنند.
9- مطالب جذاب خارج از موضوع را برای خودتان نگه دارید
بسیاری افراد وقتی دیگران صحبت می کنند نکات جذاب و جالبی به ذهنشان می رسد که البته ربطی هم به صحبت های مطرح شده ندارد. آن ها منتظرند که حرف طرف مقابل تمام شود و بلافاصله مطلب جذاب خود را مطرح کنند. مطالب خارج از موضوع، نظمِ ذهنیِ گفتگو را به هم می زند و استرس زیادی هم منتقل می کند. چون همه منتظر بازگشت گفتگو به ریل اصلی خود هستند.
وقتی موضوع گفتگو کاری یا تجاری است و یا از اهمیت زیادی برخوردار است این مسئله بیشتر آزاردهنده است. پس سعی کنید همراه جریان گفتگو باشید تا اینکه دائما مسیر آن را عوض کنید.
10- اگر نمی دانید بگویید نمی دانید
فیلسوفی می گوید همان طور که غذا خوردن برای سیری نیست بلکه برای رفع گرسنگی است، کسب علم دانش هم برای دانایی نیست برای رفع جهل و نادانی است. توهم دانایی از خطرناکترین سموم ارتباطی است. آنجا که شما فکر کنید عقل کل هستید و همه چیز را می دانید، نقطه سقوط شماست.
پس فضیلتی نیست که شما خیلی می دانید، دانایی آن است که بدانید چقدر نمی دانید. کسانی که مهارت گفتگو دارند، اگر موضوعی مطرح شود و از موضوع اطلاعی نداشته باشند، به راحتی آن را ابراز می کنند. ارزش کسانی که از نمی دانم در گفتگو استفاده می کنند بیش از کسانی است که توهم دانایی دارند.
0 دیدگاهها