دکلمه شعر و متن، یک فرم هنری از سخنرانی عمومی است که برای انتقال مفهوم کامل شعر یا متن، از طریق تکنیک های فن بیان برای انتقال قدرتمند احساس، طراحی شده است.
آنچه می خوانید
ریشه تاریخی دکلمه
دکلمه واژه فرانسوی است که از واژه لاتین declamatio گرفته شده است. ریشه تاریخی دکلمه شعر و متن به دوران یونان باستان برمی گردد که دانشجویان از تمرینات دکلمه شعر و متن برای تقویت فن بیان خود استفاده می کردند.
همچنین در جنبش احیای سخنوری کلاسیک در قرن 18 که در بریتانیا رخ داد، پیشگامان این جنبش به جای تاکید بر لفاظی و متقاعدسازی، بر بهبود گفتار و دکلمه برای انتقال درست احساس پیام تمرکز کردند. امروزه از دکلمه بیشتر برای مونولوگ های نمایشی، شعرخوانی و کتاب های صوتی استفاده می شود.
تعریف دکلمه
1- دکلمه به معنای خواندن شعر یا نثر ادبی با صدای بلند و آهنگ مناسب و با حالتهای خاص به منظور انتقال احساس محتوا و مضمون کلام به مخاطب است.
2- دکلمه به فن خواندن پرشور و حرارت و آهنگین شعر یا متن می گویند که بتواند احساس متناسب را به مخاطب منتقل کند. به کسی که دکلمه می کند دکلماتور می گویند.
3- متن، شعر و یا موقعیتی که برای بیان بیش از اندازه احساسات از آن استفاده می شود.
دکلمه زیبای خسرو شکیبایی (زیبا هوای حوصله ابری است)
تکنیک های دکلمه
امروزه تکنیک های دکلمه هم تغییرات زیادی نسبت به گذشته داشته است. باید بپذیریم که فرم دکلمه های کلاسیک برای مخاطب مدرن امروز بیش از حد مصنوعی به نظر می رسد. اندازه صدای بالا و همچنین کشیدگی ها و ریتم و موسیقی که در گذشته برای انتقال بیش از حدِّ احساسات استفاده می شد، برای مخاطب امروز نشانی از زیبایی و گوش نوازی را ندارد.
برای فراگیری تکنیک های دکلمه، در ابتدا دانشجویان برای دکلمه شعر و متن باید این سوال را از خود بپرسند. عبارت یا گزاره ای که می خوانم یا می گویم را با چه اندازه صدا، چه گام صدایی و با چه سرعتی اجرا می کنم و اینکه در کجای عبارت سکوت و روی چه کلماتی تاکید می کنم؟
1- آکسان گذاری
آکسان گذاری از مهمترین تکنیک های لحن برای دکلمه شعر و متن است و دانشجویان فن بیان باید با رعایت تکنیک ها و قواعد آکسان گذاری و انجام تمرینات مرتبط و شرکت در کارگاه های فن بیان در این زمینه به تسلط و مهارت کافی دست پیدا کنند.
2- سکوت ها و مکث ها
مکث ها و سکوت ها برای انتقال معنا اهمیت بسیاری دارند. همان طور که سکوت در موسیقی هم یک نت به حساب می آید، در دکلمه شعر و متن هم برای انتقال حس درست تاثیر بسیاری دارد. برای مطالعه بیشتر به مقاله انواع سکوت مراجعه کنید.
دکلمه شعر عاشقانه چه بی تابانه می خواهمت از احمد شاملو
3- اندازه صدا (volume)
اندازه صدا بستگی به ارتفاع یا بلندی و کوتاهی صدا دارد. در گفتگو، سخنرانی، یا دکلمه شعر و متن می توان سه سطح صدا را در نظر گرفت. سطح اول، صدای معمولی است. همان صدایی که در اغلب موارد با آن صحبت می کنیم. سطحِ دومِ صدا زمانی است که به طور مثال عصبانی می شویم و اندازه صدا بالا می رود و سطح سوم صدا زمانی است که مثلا می خواهیم رازی را با کسی در میان بگذاریم و اندازۀ صدا، پایین می آید.
نکته: فرم پیشفرض، اندازه صدای معمولی است مگر آنکه چیزی در متن و یا سخن وجود داشته باشد مانند حالت هیجان، جنگ، دعوا، عصبانیت، خشم و … که گوینده را به این نتیجه برساند که باید اندازۀ صدا را بالا ببرد و یا حالت هایی مانند غم، اندوه، راز، نرمی، لطافت و … که باید اندازه صدا پایین بیاید.
در آثار تراگر و اسمیت (George Leonard Trager and Henry Lee Smith) چهار سطح متضاد زیر و بم وجود دارد: پایین (۱)، متوسط (۲)، زیاد (۳) و بسیار زیاد (4)
مکالمه معمولی غالبا در سطح متوسط (۲) یا بالا (۳) اتفاق می افتد. صدای پایین(۱) برای بیان احساسات ناشی از غم، اندوه، حسرت، شکست و مواردی از این دست است. صدای بسیار بالا برای احساسات یا تاکید قدرتمند است.
همچنین در فن بیان، زیر و بم صدا (گام صدا: voice pitch) می تواند نشان دهنده دیدگاه و نگرش فرد باشد. برای مثال، کلمه عالی را در نظر بگیرید. این کلمه را به صورت های زیر می توانید تلفظ کنید. کلمه عالی را بخش کنید و با اندازه صداهای مشخص شده تلفظ کنید.
الف- عا (۲) – لی (۱) که نشان دهنده احساسات ضعیف است.
ب- عا (۴) – لی (۱) که نشان دهنده اشتیاق بسیار است.
ج- عا (۱) – لی (۱) که نشان دهنه طعنه و کنایه و اعتراض است.
الگوهای اندازه صدا
الگوی افزایشی (Rising Intonation)
به این معنی است که زیر و بمی صدا در طول زمان افزایش می یابد.
الگوی کاهشی (Falling Intonation)
به این معنی است که اندازۀ صدا با گذر زمان سقوط می کند.
الگوی کاهشی– افزایشی(Fall-rise Intonation or Dipping)
به این معنی است که صدا می افتد و سپس بالا می رود.
الگوی افزایشی–کاهشی (Rise-fall Intonation or Peaking)
به این معنی است که صدا بالا می رود و سپس کاهش می یابد.
علامت های اندازه صدا
دانشجویان توجه داشته باشند که برای تمرین دکلمه شعر و متن، باید متن ها را علامت گذاری کنند و از روی علامت های مشخص شده دکلمه کنند.
| ردیف | اندازه صدا | علامت | ردیف | اندازه صدا | علامت |
| 1 | افزایشی | / | 6 | بالا | ↑ |
| 2 | کاهشی | \ | 7 | متوسط | – |
| 3 | افزایشی-کاهشی | ∧ | 8 | پایین | ↓ |
| 4 | کاهشی افزایشی | ∨ | 9 |
قواعد افزایش و کاهش اندازه صدا
برای تشخیص افزایش و کاهش صدا، بهترین راهکار و قاعده رجوع به تجربیات زیستی است. برای اجرای تکنیک های فن بیان، سخن آموزان باید بیاموزند که به جای آنکه متنی را بخوانند یا شعری را دکلمه کنند و یا سخنی را بر زبان بیاورند، آن را ببینند و در ذهن تصور کنند. در این صورت تشخیص اندازه صدا، سرعت، سکوت و تاکیدات کلامی ممکن می شود.
در حالاتی مانند خشم، عصبانیت، شادی، جشن، پایکوبی، آواز، شکوه، عظمت و … اندازه صدا بالا می رود و در مواردی مانند مرگ، ناامیدی، سکوت، نیستی، بیماری، رنجوری، ناله، گله، شکایت، غم، اندوه، رازداری، تهی بودن، بی تفاوتی و … اندازه صدا پایین می آید. نکته مهم آن است که در عبارت های متضاد و یا متناقض، آن واژه یا عبارتی که از نظر گوینده مهمتر است و یا از نظر فرهنگی و اجتماعی، بار ارزشی بیشتری دارد را با صدای بالاتری اجرا می کنیم.
مثال1: به قسمتی از شعر اشکی در گذرگاه تاریخ فریدون مشیری دقت کنید:
“من که از پژمردن یک شاخه گل
از نگاه ساکت یک کودک بیمار
از فغان یک قناری در قفس
از غم یک مرد در زنجیر حتی قاتلی بر دار
اشک در چشمان و بغضم در گلوست”
پژمردن گل که به معنای نیستی و مرگ گل است، نگاه ساکت و همچنین کودک بیمار، همه نشان می دهد که در این دو مصرع باید از گام صدای پایین استفاده کرد. در مصرع سوم کلمه فغان قناری که به معنای آواز خواندن قناری است و البته کلمه فغان که به معنای فریاد از درد و مصیبت است مشخص می کند که در این مصرع باید از گام و اندازه بالای صدا استفاده کرد. در مصرع چهارم عبارت غم یک مرد تعیین کننده گام و اندازه پایین صداست. اما در عبارت قاتلی بر دار به علت خشونتی که در آن وجود دارد، به گام و اندازه صدای بالاتری نیاز است.
مثال2: از شعر باغ من اخوان، بیت “داستان از میوه های سر به گردون سای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید” را انتخاب می کنیم و خطوط زیر و بمی صدا را مشخص می کنیم.
داستان از میوه های (۲) سر به گردون سای (۳) اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید (1)
قسمت اول بیت که داستان از میوه هاست طبیعتا با اندازه صدای متوسط بیان می شود. وقتی میوه ها، سربه گردون سای می شوند یعنی در تابستان سر به آسمان می سایند پس با افزایش اندازه صدا آن را به نمایش می گذاریم و هنگامی که در پاییز میوه ها می ریزند و روی زمین له می شوند یا به قول اخوان در تابوت پست خاک قرار می گیرند آن را باصدای پایین نشان می دهیم.
تفاوت دو دکلمه را می توانید در زیر مشاهده کنید. ابتدا هر سه قسمت با صدای متوسط یعنی با الگوی (۲۲۲) می خوانیم و سپس دکلمه با الگوی (۲۳۱) خوانده می شود. تفاوت انتقال احساس و لحن کاملا مشخص است.
مثال3: بخشی از شعر آرش کمانگیز سیاوش کسرایی با مضمون زیر را بررسی می کنیم:
“آری آری زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرنده پابرجاست
گر بیفروزیش رقص شعله اش از هر کران پیداست
ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست”
در مصرع اول توصیف زیبایی زندگی است که از اندازه صدای متوسط استفاده می کنیم. در مصرع دوم هم تصویر آتشکده ای که دیرین و قدیم است را داریم و علامت یا نشانه ای برای افزایش یا کاهش صدا وجود ندارد، پس طبیعتا در این مصرع هم از اندازه صدای متوسط استفاده می کنیم. اما در مصرع سوم افروختن آتش که به معنای دمیدن در آتش و گُر گرفتن زبانه کشیده آتش است و رقص شعله نشان می دهد که باید از اندازه صدای بالا استفاده کرد و برعکس در مصرع چهرام واژه گناه که عموما با شرمندگی و پنهانکاری همراه است و کلمه خاموشی به وضوح نشان می دهد که باید از اندازه صدای پایین استفاده شود. مصرع سوم و چهارم، مثال بسیار مناسبی برای الگوی افزایشی-کاهشی است.
الگوی عددی گام صدا به صورت (2231) می شود. که 2 گام متوسط، 3 گام بالا و 1 گام پایین صداست.
مثال4: در بیتی از غزل مشهور مولانا با مطلع بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست آمده است که:
زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول
آن های و هوی و نعرۀ مستانم آرزوست
در مصرع اول عبارت “خلق پرشکایت” که به معنای آدم هایی که اهل گله و شکایت و غرغر کردن هستند و همچنین واژه “ملول” به معنای مکدر شدن، غمگین شدن و به ستوه آمدن، نشان می دهد که اندازه صدا در مصرع اول پایین (1) است. عبارت “های و هوی” و همچنین کلمه “نعره” در مصرع دوم نشان می دهد که اندازه صدا در مصرع دوم بالاست.
دکلمه غمگین شعر مرغ شب خوان با صدای هوشنگ ابتهاج
4- سرعت (Tempo / speech rate )
دومین عنصری که در دکلمه شعر و متن در انتقال احساس تاثیر فوق العاده ای دارد، سرعت خوانش یا بیان است. حتما با اساتید و یا معلمانی روبرو شدید که یکنواخت و با سرعت ثابت صحبت می کنند. اگر قصد دارید کسی را با صحبت هایتان آزار دهید این دو کار را انجام دهید. اندازه صدا و سرعت ثابت برای مخاطب به شدت کسل کننده است. از طرف دیگر سریع و تندتند صحبت کردن هم می تواند به مخاطب استرس زیادی را وارد کند.
علائم و نشانه های سرعت کلام
در مورد سرعت نیز مانند اندازه صدا می توان سه سطح را مشخص کرد. سرعت زیاد، سرعت معمولی و سرعت کم. اگر به گفتگوهای روزمره هم دقت کنید از این سه سطح سرعت استفاده می کنیم. زمانی که چیزی را توصیف می کنیم از سرعت معمولی، زمانی که هیجانی یا عصبی می شویم سرعت زیاد و زمانی هم که سرخورده و غمگین می شویم از سرعت پایین برای انتقال احساس خود به مخاطب استفاده می کنیم.
سخن آموزان باید دقت داشته باشند که در هنگام دکلمۀ شعر و متن و تهیه پادکست و فایل صوتی و یا هنگام سخنرانی و گفتار باید با تقسیم کردن جملات و عبارات به واحد های لحنی، هم گام و اندازه صدا و هم سرعت خوانش و گویش را مشخص کنند.
برای علامت گذاری متن برای سطوح سرعت می توانید از جدول زیر استفاده کنید. لازم به ذکر است که سرعت پیش فرض، سرعت معمولی است و نیازی به علامت گذازی متن برای سرعت معمولی نیست. در واقع وقتی علامتی برای افزایش یا کاهش سرعت وجود ندارد به این معنی است که سرعت، معمولی است.
| ردیف | سرعت | علامت |
| 1 | سرعت کم | → |
| 3 | سرعت زیاد | ← |
قواعد افزایش و کاهش سرعت
برای دکلمه شعر و متن و یا بیان یک عبارت چگونه می توان سرعت دکلمه یا بیان را مشخص کرد؟ پاسخ به این سوال کار ساده ای نسیت اما نشدنی و ناممکن هم نیست. برای تشخیص سرعت و همچنین اندازه و گام صدا بهترین روش رجوع به تجربه زیستی است. سخن آموز ابتدا باید تصویر آنچه می خواهد دکلمه کند یا بگوید را ببیند و آن را در ذهن تصور کند.
به عنوان مثال در حالت عصبانیت، هیجان، دعوا، فرار، دویدن، دزدی، رقص و آواز و پایکوبی و … سرعت افزایش پیدا می کند و در مواردی چون مستی، غم، دلخوری، سکوت، خاموشی، صبر، رنج، درد، اسارت، حسرت و … کاهش پیدا می کند.
در بسیاری از موارد معمولا افزایش اندازه صدا و سرعت، توام با هم اتفاق می افتد. به عنوان مثال در شادی، عصبانیت، هیجان، هم افزایش اندازه صدا و هم افزایش اندازه سرعت با هم رخ می دهد. یا برعکس در رنج و درد و صبر و مواردی از این دست هر دو با هم کاهش پیدا می کنند. ولی مواردی هم هست مانند دزدی که معمولا با سرعت زیاد ولی بی سر و صدا انجام می شود. یا اگر حرف جدی و یا ایده بسیار مهمی را بخواهیم طرح بکنیم، اندازه صدا را بالا می بریم ولی اندازه سرعت را کاهش می دهیم تا مخاطب فهم دقیق تری نسبت به نظر و ایده ما پیدا کند.
به صورت مصداقی و مثالی موارد زیادی را می توان مطرح کرد و اندازه صدا و اندازه سرعت را در آن مشخص کرد. ولی اصل کلی این است که وقتی سخنی را بیان می کنید و یا شعر و متنی را می خوانید، به ویژگی صدا و سرعت عبارت دقت کنید و با تطبیق آن با تجربیات زیستی خود، اندازه صدا و اندازه سرعت را مشخص و اجرا کنید.
در ادامه به چند مثال در این مورد می پردازیم.
مثال1:
در یکی از غزل های شاهکار استاد سخن، سعدی شیرازی بیتی با مضمون زیر وجود دارد:
میلت به چه مانَد به خُرامیدنِ طاووس
غَمْزَت به نگه کردنِ آهویِ رمیده
در مصرع اول سعدی میل و توجه یار را به خرامیدن طاووس تشبیه کرده است. خرامیدن که هم با فتح و هم با ضم خ خوانده می شود به معنای با ناز و زیبایی و غرور راه رفتن معشوق است. این معنا نشان می دهد که سرعت در مصرع اول کم است.
در مصرع دوم برای تعیین سرعت معنای دو واژه غمزه و رمیده مهم است. غمزه در ادبیات فارسی به معنای چشم بر هم زدن معشوق یا همان چشمک امروزی است. واژه رمیده به معنای ترسیده و یا دقیق تر، از ترس گریخته است. آهوی رمیده، آهویی است که از ترس فرار کرده است. البته نظر به این نکته که آهو حیوانی چست و چالاک است و بسیار سریع می دود هم اهمیت زیادی دارد.
سعدی در مصرع اول بیان می کند که میل و رغبت و اشتیاق یار به کام و وصال بسیار کند و آهسته و خرامان است و دلربایی و لوندی یار به سرعت آهوی رمیده است. وقتی شما روی یک منقل پر از آتش قرار داشته باشید، زمان برای شما بسیار کند می گذرد و وقتی به قول حافظ گل در بر و می در کف و معشوق به کام است، زمان به سرعت باد می گذرد. با این توضیحات آشکار و واضح است که مصرع اول با سرعت پایین و مصرع دوم با سرعت بالا باید دکلمه شود. البته نکته قابل ذکر این است که در عبارت “میلت به چه ماند” چون جملۀ پرسشی است هم سرعت و هم اندازه صدا کمی افزایش پیدا می کند و در قسمت “خرامیدن طاووس” سرعت و اندازه صدا کاهش می یابد.
مثال2:
در شعر کاوه یا اسکندر مهدی اخوان ثالث چنین می خوانیم که:
باز ما ماندیم و شهر بی تپش
وآنچه کفتار است و گرک و روبه ست
گاه می گویم فغانی برکشم
باز می بینم صدایم کوته است
در مصرع اول و دوم، اخوان یک تقسیم بندی را بعد از حادثۀ نافرجامی که نمی دانیم چیست ارائه می دهد. ما که زنده ایم و آن ها که مانند کفتار و گرگ و روبه اند یعنی مرده خوار و درنده و حیله گرند و اکثریت مردم شهر که زندگی می کنند ولی مانند مردگان هیچ تپش و شور و حرکتی ندارند.
برای نشان دادن تقابل بین مرگ آدم های شهر و زنده بودن ما می توانیم عبارت باز ما مانده ایم را با اندازه متوسط صدا (2) و شهر بی تپش را با اندازه پایین صدا (1) اجرا کنیم. کفتار و گرگ و روبه که هر سه نمادی از سه صفت اهریمنی است را باید با تاکید کلامی و با شدت و خشونت بیشتری اجرا کرد. البته در این مصرع اندازه صدا متوسط است. اما دو بیت آخر هم در نقطه مقابل هم قرار دارند. در اولی شاعر می گوید که می خواهم حرکتی کنم و شور و غوغا و فریادی به راه اندازم که همه این موارد نشان می دهد که اندازه صدا و سرعت باید بالا رود و در مصرع آخر که دستش کوتاه است و توانی برای این کار ندارد و صدایش به جایی نمی رسد نشان می دهد که اندازه صدا و سرعت باید پایین بیاید.
0 دیدگاهها