معرفی (Presentation) از اساسیترین مهارتهای سخنوری است که نقش تعیینکنندهای در موقعیتهای شغلی، حرفهای و حتی شخصی ایفا میکند. معرفی با آشنایی صرف، تفاوت ماهوی دارد. در بسیاری از موقعیتها، افراد تنها به بیان نام، عنوان شغلی یا زمینه فعالیت خود بسنده میکنند که صرفاً نوعی «آشنایی اولیه» محسوب میشود. اما معرفی واقعی، فراتر از آشنا شدن است؛ معرفی، تلاشی هدفمند برای ایجاد شناخت، اعتماد و تأثیرگذاری است.
آنچه می خوانید
چه زمانی به معرفی نیاز داریم؟
هرگاه مخاطب ما در جایگاه تصمیمگیرنده قرار دارد، ما باید خود را معرفی کنیم. این موقعیتها شامل:
- مصاحبههای شغلی و استخدامی
- روابط عاطفی و تصمیمگیری برای ازدواج
- پیشنهادات همکاری، مشارکت یا قراردادهای کاری
- ارائه محصولات، خدمات یا برند شخصی
در همه این موارد، مخاطب بهدنبال شناسایی ما، ارزیابی قابلیتها و پیشبینی آینده تعامل است. او می خواهد تصمیم بگیرد که ما را به عنوان همسر، کارمند، تامین کننده، شریک، دوست یا رفیق بپذیرد یا نه. برعکس، در موقعیتهایی که شناخت صرفاً جهت تعاملهای گذراست، مثل حضور در مهمانی یا اداره، معمولاً نیازی به معرفی عمیق وجود ندارد. چون قرار نیست مخاطب در مورد ارتباط یا کار با ما تصمیم خاصی بگیرد.
هدف از معرفی چیست؟
ما خود را معرفی میکنیم تا مخاطب نسبت به ما شناخت پیدا کند و بتواند نسبت به موقعیت ارتباطی، تصمیمگیری آگاهانهتری داشته باشد.
معرفی خوب باید سه سؤال کلیدی را در ذهن مخاطب پاسخ دهد:
من از کجا آمدهام؟ (سوابق، پیشینه، تجربیات گذشته، مهارت ها، مدارک وگواهینامه ها)
الان چه کسی هستم؟ (ویژگیهای شخصیتی، اصول اخلاقی، علایق، خطوط قرمز، توقعات و انتظارات)
به کجا میروم؟ (اهداف، آرزوها، آرمانها)
در واقع، یک معرفی کامل، تصویری سهبعدی از ما در گذشته، حال و آینده ارائه میدهد.
نکات کلیدی برای ارائه مؤثر معرفی
1- بیان سوابق
موارد زیر در سوابق باید بیان شود:
- سوابق تحصیلاتی
- سوابق کاری
- مهارت ها و گواهینامه ها
- سوابق خانوادگی
- سوابق اصالتی
سوابق باید متناسب با نوع رابطه و موقعیت تنظیم شود:
- در موقعیتهای شغلی و حرفهای: سوابق تحصیلی، تجربیات شغلی و مهارتها در اولویت هستند.
- در روابط عاطفی و دوستانه: پیشینه خانوادگی، علایق شخصی و اصالت اهمیت بیشتری دارد.
البته نکته در اینجاست که در بسیاری موارد با کسانی که کار می کنیم طرح دوستی و رفاقت می ریزیم و ممکن است با کسانی که دوستی داریم همکار شویم. بنابراین تفکیک کامل ارتباطات کاری و حرفه ای با روابط دوستانه و عاطفی بسیار مشکل است. و ما همیشه با ترکیبی از این دو مواجه هستیم.
2. بیان علایق شخصی با جزئیات
اشاره به علایق بدون ذکر جزئیات، کمکی به شناخت دقیق مخاطب نمیکند.
اشاره به علایق بدون ذکر جزئیات، کمکی به شناخت دقیق مخاطب نمیکند. نکته مهم در بیان علاقه شخصی، جزئیات است. اگر به ورزش، کتاب، موسیقی یا هر علاقه دیگری اشاره می کنید با جزئیات آن را بیان کنید. به عنوان مثال این که به چه ورزشی علاقه دارید، چه نوع کتابی را می پسندید و یا چه سبک موسیقی را دوست دارید. طبیعی است هر قدر رابطه از فرم کاری و حرفه ای به فرم دوستانه و عاطفی می رود بیان علایق اهمیت بیشتری پیدا می کند. بیان علاقه شخصی به دیگران اجازه می دهد که بدانند چگونه می توانند شما را خوشحال یا غافلگیر کنند.
بهجای اینکه صرفاً بگویید «به ورزش علاقه دارم»، بیان کنید:
«علاقهمند به کوهنوردی هستم؛ چون نگاه من همیشه به سمت قله است. به همین دلیل در کار هم همیشه به دنبال نقطه اوج هستم.»
این شیوه، به شناخت عمیقتر شخصیت شما کمک میکند.
3. اصول اخلاقی و ویژگیهای شخصیتی
در مورد اصول اخلاقی نکته حائز اهمیت این است که شما باید ویژگی اخلاقی که با آن در بین همکاران، دوستان و خانواده خود شناخته می شوید را بیان کنید. بیان آنچه دیگران درباره شما میگویند، گویاتر از خودستایی است:
بیان آنچه دیگران درباره شما میگویند، گویاتر از خودستایی است:
«در بین دوستان و همکاران، به صبوری و آرامش شناخته میشوم.»
ویژگیهایی مثل نظم، مسئولیتپذیری، نتیجهگرایی، روحیه کار تیمی، یا پشتکار، جزو ارکان شخصیت حرفهای شما هستند.
4. خطوط قرمز و حریمهای ارتباطی
خطوط قرمز از جنس قانون است و زمین بازی را برای مخاطب مشخص می کند. آن ها می دانند که تا کجا می توانند به شما نزدیک و تا کجا می توانند از شما فاصله بگیرند. خطوط قرمز، شخصیت شما را برای مخاطب شفاف و واضح می کند و باعث ایجاد امنیت در رابطه می شود. اگر کسی هیچ خط قرمزی در ارتباطات ندارد از او فاصله بگیرید. این ارتباط بسیار ناامن و خطرناک است. به عنوان مثال احترام، صداقت، سلامت و یا هر ارزش دیگری می تواند به عنوان خط قرمز بیان شود. فراموش نکنید اگر خط قرمزی در ارتباط مشخص می کنید حتی خودتان هم اجازه ندارید از آن عبور کنید.
معرفی باید شامل مرزهای ارتباطی نیز باشد. خط قرمزها، در واقع قوانین ارتباط با شما را تعریف میکنند:
«برای من احترام یک اصل است. ممکن است از اشتباه بگذرم، اما از بیاحترامی نه.»
بیان واضح خط قرمزها، احساس امنیت و شفافیت را در ارتباط ایجاد میکند.
5. سه گانه هدف، آرزو، آرمان
- هدف مانند پارهخط است: زماندار، قابل سنجش و قابل دستیابی. منشا هدف کار است و می تواند فردی و یا جمعی باشد. هدف باید مشخص، زمان دار، قابل اندازه گیری و سنجش و قابل دستیابی باشد. به عنوان مثال در سال آینده می خواهم درآمد شرکت، 25% افزایش پیدا کند.
- آرزو یک نقطه شخصی و خواستنی است. منشا آرزو، علاقه شخصی است. به عنوان مثال من عشق فوتبال هستم و آرزو دارم در فینال جام جهانی حضور داشته باشم. یا من عشق تاریخ دارم و آرزو دارم کشورهای تاریخی مانند مصر یا یونان را ببینم.
- آرمان همچون خطی بیانتهاست و جنبه انسانی دارد. آرمان از جنس ایده آل است. برخلاف هدف که کاری و آرزو که شخصی است آرمان انسانی است. فرض کنید که شما رئیس جمهور منتخب جهان هستید. اگر همه امکانات مالی و مادی و انسانی جهان در اختیار شما باشد اولین اولویت شما چیست و چه مشکلی از مردم جهان را می خوهید حل کنید؟ به عنوان مثال آرمان محیط زیست، عدالت اقتصادی، آگاهی و آموزش، آزادی، تبیعض نژادی و یا برابری جنسیتی می تواند مدنظر باشد.
بیان هر سه بُعد به مخاطب کمک میکند آیندهی تعامل با شما را بهتر درک کند.
مدل های معرفی سریع
(Elevator presentation)
مدل های معرفی های سریع از دسته سخنرانی های آسانسوری یا elevator pitch است که به ویژه در مذاکرات تجاری و ملاقات با مدیران و افرادی که جایگاه بسیار بالایی دارند اهمیت دارد. معمولا در این جلسات مهمترین مشکل کمبود زمان است. شما باید بتوانید در کمترین زمان ممکن خودتان را معرفی کنید و طرف را قانع کنید که بتواند در مورد شما تصمیم بگیرد.
در ادامه به 4 مدل کاربردی معرفی سریع می پردازیم:
1- مدل SCR مکنزی
این مدل از جمله کاربردی ترین روش های ارائه معرفی سریع است. اسم این روش از سه حرف اول هر مرحله گرفته شده است:
1- Situation
در این قسمت وضعیت حال را توضیح می دهیم.
هدف آن است که مخاطب متوجه شود که در چه شرایطی قرار داریم، کجای داستان قرار داریم و چه اتفاقاتی افتاده است.
2- Complication
در این قسمت چالش یا مشکل را بیان می کنیم.
هدف آن است که مخاطب متوجه شود که وضعیت موجود زمینه سازِ چه مشکلات و چالش هایی شده است.
3- Resolution
در این مرحله راه حل یا پاسختان را بیان می کنید.
هدف آن است که به مخاطب نشان دهید که برای مشکل و چالشی که به دلیل وضعیت موجود به وجود آمده است چه کاری می توان انجام داد تا برطرف شود.
مثال: بسیاری از مدیران ایده های فوق العاده دارند ولی چون نمی توانند منظور خود را درست بیان کنند ترجیح می دهند سکوت کنند و حرفی در مورد ایده شان نزنند (S). وقتی کسی نمی تواند منظورش را بیان کند و حرفش را بزند حتی بهترین ایده ها هم شنیده نمی شود و از دست می رود (C). من حسین زند هستم و می توانم به مدیران، مهارت معرفی کردن ایده ها و افکارشان را یاد بدم تا بتوانند موثرترین و روان ترین معرفی خود را ارئه دهند (R).
2- The 3‑Part Pitch
مدل سه بخشی استاندارد، ساده و بسیار پرکاربرد است به ویژه در مواقعی که در زمان کوتاه می خواهید ایده های خود را بیان کنید.
1- خودت را معرفی کن (Who you are)
2- چه کاری می توانی انجام دهی یا چه ارزشی را می توانی خلق کنی (What you do / Value proposition)
3- دعوت به همکاری (Call to action)
مثال: من حسین زند هستم مدرس فن بیان و سخنوری (Who you are). من به افراد کمک می کنم که بتوانند خودشان را حرفه ای معرفی کنند و به خاطر عدم مهارت کلامی شان، فرصت های پیشرفت را از دست ندهند (What you do). خوشحال می شوم جلسه ای کوتاه برای معرفی دوره های آموزشی ام داشته باشیم ( Call to action).
3- مدل PSB
این مدل از بهترین مدل های معرفی سریع است و مشابه مدل SCR ولی کمی ساده تر است.
1- Problem (مشکل)
در این مرحله مشکل یا نیاز مخاطب را بیان می کنید.
2- Solution (راه حل)
راه حلتان را پیشنهاد می کنید.
3- Benefit / Value (مزیت / ارزش)
مزیت یا ارزشی که راه حل شما نسبت به سایر رقبا دارد را بیان می کنید.
مثال: شما آدم متخصصی هستید ولی نمی توانید تخصص خود را پرزنت کنید. به خاطر همین وقتی شرکت خود را معرفی می کنید ضعیفتر از آنچه که هستید به نظر می رسید (P). من حسین زند هستم استاد آموزش ارتباطات، فن بیان و سخنوری. کسانی که فن بیان و سخنوری بلدند وقتی خود را معرفی می کنند قوی تر، بزرگتر و باشکوهتر از آنچه هستند به نظر می رسند (S). ضمنا من تجربه کار با شرکت های رقیبتان را هم داشتم. خوشحال می شم اگر بتونیم جلسه ای در زمینه همکاری داشته باشیم (V).
4- مدل HVA
این روش معرفی سریع جذاب هم از سه مرحله تشکیل شده است
1- The Hook
جمله قلاب مانندی که می تواند مانند کرم قلاب ماهیگیری مخاطب را به دام بیاندازد. می توانید برای قلاب، از یک سوال چالشی، یک آمار تکان دهنده و یا حکایت کوتاه آموزنده استفاده کنید.
2- Value
در این مرحله ارزش یا مزیت رقابتی خود را باید بیان کنید.
3- Ask
در نهایت هم درخواست و خواسته خود برای اقدام بعدی و همکاری را مطرح می کنید.
مثال: متخصصین حوزه ارتباط اعتقاد دارند ترس از سخنرانی در جمع دومین ترس بزرگ دنیا بعد از ترس از مرگ است (H). من حسین زند، استاد ارتباطات هستم و سال ها به صورت تخصصی روی ترس از صحبت کردن در جلسات تحقیق کردم (V). من می تونم به مدیران شما کمک کنم چگونه ترس خود را در جلسات مهم کنترل کنند خوشحال می شم اگر جلسه ای در این زمینه با هم داشته باشیم (A).
5- STAR Elevator Pitch
این روش از چهار قمست (Situation → Task → Action → Result) تشکیل شده است.
1- Situation: وضعیت و زمینه را بیان می کنید.
2- Task: مهارت، آموزش یا نیازی که برای آن وضعیت به خصوص بیان کنید.
3- Action: کاری که می توانید برای حل مشکل انجام دهید را بیان کنید.
4- Result: نتایجی که در صورت اجرای برنامه شما اتفاق می افتد را بیان کنید.
مثال: مدیران و کارمندان در جلسات کاری که دارند با توجه به زمان کم نمی توانند ایده شان را بیان کنند (S). آن ها نیاز به آموزش حرفه ای فن بیان و سخنوری دارند (T). من حسین زند هستم و استاد آموزش فن بیانش، سخنوری و ارتباطات که به مدیران و کارمندان نحوه صحبت کردن و معرفی کردن ایده شان در جلسات را آموزش می دهم (A). در صورتی که مدیران آموزش لازم را ببینند می توانند هر ایده ای را در کمتر از دو دقیقه با شفافیت و وضوح کامل پرزنت کنند (R).
📊 جدول مقایسهای مدلهای Elevator Pitch مخصوص مدیران
| مدل | ساختار | مدت زمان پیشنهادی | بهترین کاربرد برای مدیران | مزیت کلیدی | یک نمونه اجرای واقعی |
|---|---|---|---|---|---|
| 3-Part Pitch (Who → What → Call to Action) | معرفی → ارزش → دعوت به اقدام | ۲۰–۳۰ ثانیه | معرفی شخصی در جلسات سریع، شبکهسازی، شروع جلسه | ساده، مستقیم، قابل حفظ | «من حسین زندی هستم… به مدیران کمک میکنم مؤثرتر صحبت کنند… اگر مایلید جلسه کوتاهی داشته باشیم.» |
| Problem → Solution → Benefit | مشکل → راهحل → نتیجه | ۳۰–۴۵ ثانیه | مدیرانی که میخواهند خدمات/ایده خود را قانعکنندهتر ارائه دهند | قانعکننده و نتیجهمحور | «مشکل اینه بسیاری از مدیران… من کمک میکنم… نتیجه: تأثیر و اعتمادبهنفس بیشتر.» |
| Hook → Value → Ask | توجهگیری → ارزش → دعوت | ۱۵–۳۰ ثانیه | وقتی باید در لحظه توجه مخاطب را جلب کنید (رویدادها، آسانسور، معرفی سریع) | شروع بسیار قوی و گیرنده | «آیا میدانستید…؟ من کمک میکنم… اگر موافقید جلسه کوتاهی داشته باشیم.» |
| STAR Pitch (Situation → Task → Action → Result) | وضعیت → وظیفه → اقدام → نتیجه | ۴۵–۶۰ ثانیه | مدیرانی که پروژه، تجربه یا موفقیت خاصی را معرفی میکنند | حرفهای، مناسب رزومه شفاهی | «مدیران زمان کمی دارند… من وظیفه دارم… با آموزش عملی… نتیجه: ارائههای قدرتمند.» |
🎯 جمعبندی کاربردی برای مدیران
اگر زمان خیلی کم داری → Hook → Value → Ask
برای معرفی حرفهای و سریع → 3-Part Pitch
برای فروش ایده یا قانع کردن → Problem → Solution → Benefit
برای تعریف تجربه، پروژه یا سابقه → STAR Pitch
مراحل عملی برای معرفی تأثیرگذار
۱. شروع با قدردانی و شور
«از اینکه فرصت همراهی با شما را دارم بسیار خوشحالم. حضور در این جمع برای من افتخار بزرگیست.»
۲. بیان خلاصهای از سوابق
بیان مختصری از سوابق می تواند به دیگران کمک کند که درک بیشتری از سفر زندگی شما و مسیری که طی کرده اید پیدا کنند.
مثال: من چند سال گذشته را در صنعت ساختمان کار کرده ام. جایی که من این شانس را داشته ام که روی پروژه های انبوه سازی کار کنم و مطمئنم که این تجربیات می تواند در رسیدن به اهداف آینده بسیار موثر و تاثیرگذار باشد. در ضمن من به ورزش علاقه زیادی دارم. ورزش تخصصی خودم کوهنوردی است. به همین خاطر همیشه نگاهم به قله است. پس وقتی با من هستید باید شما هم به سوی قله حرکت کنید.
۳. ارائه سبک ارتباطی، ویژگیهای شخصیتی و خطوط قرمز
در این قسمت چهارچوب های ارتباطی و نحوه همکاری و ارتباط خود را شفاف و واضح می کنید و به مخاطب می گویید که چه انتظاراتی از او دارید.
« من آماده شنیدن نظرات و ایده های شما هستم. من آدم صبور و آرامی هستم به همین خاطر عادت دارم که اول خبرهای بد را بشنوم. پس وقتی مشکلی برایتان پیش آمد بدانید که کسی هست که می توانید بدون ترس و دلهره و با خیال راحت مشکلتان را با او در میان بگذارید. کار تیمی برای من اولویت دارد. پس از همه می خواهم که اصل احترام را رعایت کنند. من از همه چیز می توانم بگذرم ولی از بی احترامی نه»
۴. صحبت درباره اهداف و چشمانداز مشترک
در این مرحله در مورد آینده و آنچه که قرار است با طرف رابطه یا تیم کاری خود به دست بیاورید صحبت کنید. ضمنا در عین تمرکز بر اهداف فراموش نکنید که باید حس ارزشمندی و کرامت را هم به مخاطب بدهید.
« ما در سال آینده می خواهیم 20% رکورد فروش را بزنیم. البته قسمتی از این افزایش درآمد به آموزش شما اختصاص داده می شود. چون آگاهی و آموزش مهمترین دغدغه ای است که ما داریم. فراموش نکنید که قرار نیست ما به هر قیمتی به این هدف برسیم. بلکه می خواهیم به همه رقبا و مشتریان ثابت کنیم که ما متخصص ترینیم. پس لایق فروش بیشتر و سهم بازار بیشتری هم هستیم.»
۵. پایان با انرژی مثبت
پایان معرفی اهمیت زیادی دارد. همیشه پایان خوشی را برای مخاطب رقم بزنید.
« من واقعا مشتاق کار کردن با شما و رسیدن به دستاوردهای بزرگی هستم که می تواند مسیر آینده را تغییر دهد. ما می توانیم سال آینده را به یک سال شگفت انگیز تبدیل کنیم. »
بایدها و نبایدها در معرفی
✅ بایدها:
- همیشه خود را در بهترین حالت ممکن معرفی کنید
- بر آنچه هستید و میخواهید باشید تمرکز کنید
- نقاط قوت، انگیزهها و امیدتان را به اشتراک بگذارید
اشتباه مهلکی که می تواند ارتباطات را دچار بحران کند این است که بسیاری از افراد بیشتر از آنچه در مورد توانایی ها و شایستگی ها و بایستگی هایشان صحبت کنند در مورد آنچه نیستند و نمی توانند انجام دهند حرف می زنند. این که شما چه کارهایی را نکرده اید و چه چیزهایی را ندارید، هیچ اهمیتی ندارد. به اصطلاح عام در معرفی خود و ارتباط بادیگران قر نزنید و درددل نکنید. بیان عقده ها، ناتوانی ها و مظلومیت ها جز آنکه باعث ترحم یا سوءاستفاده دیگران شود حاصل دیگری ندارد.
❌ نبایدها:
- در معرفی، از درد و رنج و مشکلات نگویید
- از خود تعریف نکنید، بلکه واقعیتها را با صداقت بیان کنید
- از شکایت و نالیدن پرهیز کنید؛ معرفی، جای درددل نیست
این بدین معنا نیست که ما نقطه ضعفی نداریم. بلکه جای گفتن آن در هنگام معرفی نیست. همیشه در هنگام معرفی شادی ها، موفقیت ها، انگیزه ها و رشد و پیشرفت و امید به آینده را با دیگران به اشتراک بگذارید. واقعیت آن است که مشکلات، مصائب، رنج ها و دردهای شما هیچ اهمیتی برای دیگران ندارد. آن چه برای دیگران مهم است این است که بدانند شما چگونه می توانید از رنج ها و مرارت ها و سختی های کار و زندگی گذر کنید.
پرسش و پاسخ
۱. اگر دیگران ما را میشناسند، باز هم معرفی لازم است؟
بله. حرفهایها اجازه نمیدهند دیگران بر اساس برداشتهای خودشان قضاوت کنند. معرفی یعنی «شما بگویید که هستید»، نه «بگذارید دیگران برداشت کنند»
۲. آیا همیشه باید معرفی کامل باشد؟
خیر. معرفی میتواند تدریجی و متناسب با موقعیت باشد، چون در بسیای از موارد زمان کافی وجود ندارد و ممکن است مخاطب هم کسل شود. اما بهتر است نسخهای کامل از معرفی خود آماده داشته باشید. در مواردی مانند بزرگداشت ها و یا مصاحبه های استخدامی ما مجبور هستیم تمامی موارد ممکن را بیان کنیم چون دیگر فرصتی برای تاثیرگذاری روی تصمیم مخاطب وجود ندارد.
۳. آیا معرفی در روابط مختلف (کاری، عاطفی، دوستانه) فرق دارد؟
در اصول خیر، اما در جزئیات بله. به عنوان مثال در معرفی کاری بر سوابق شغلی تأکید میشود، در روابط عاطفی بر پیشینه شخصی و خانوادگی. البته ممکن است به ضرورت زمان شروع رابطه مواردی حذف یا بیان نشود ولی در نهایت اصول معرفی یکسان است.
۴. آیا تعریف از خود باعث غرور و خودپسندی نمیشود؟
یکی از مهارت هایی که در سخنوری باید بیاموزید این است که بتوانید از خودتان و همچنین دیگران تعریف کنید. البته باید مراقب باشید تعریف از خود به خودستایی و تعریف از دیگران به چاپلوسی تبدیل نشود. در مقاله 12 روش شروع سخنرانی در قسمت تعریف از دیگران در این مورد توضیح داده شده است.
۵. آیا اصول معرفی برای فرد، شرکت یا محصول متفاوت است؟
خیر. اصول یکی است: معرفی یعنی ارائه شناخت، بیان ارزشها و تعیین مرزها. فقط لحن و تمرکز آن متفاوت خواهد بود.فرقی نمی کند. اگر به معرفی شرکت ها هم دقت کنید متوجه می شوید در هر سازمانی یک منشور اخلاقی وجود دارد. همچنین سازمان ها در مورد سوابق خود و گواهینامه ها و استانداردهایی که دارند صحبت می کنند.
به عنوان مثال بانک سپه در تبلیغات خود همیشه از عنوان اولین بانک ایرانی استفاده می کند که سوابقش را میخواهد به رخ رقیبان بکشد. همچنین سازمان ها اهداف، بیانیه ماموریت و چشم انداز خود را مشخص می کنند تا به مشتریان خود اطمینان خاطر بدهند.
اگر کمی دقت کنید در شعارهایی که سازمان ها دارند خطوط قرمز خود را هم مشخص می کنند. به عنوان مثال برند خودرویی بنز معتقد است با بهترین یا هیچ چیز. با این عبارت کیفیت را به عنوان خط قرمز خود معرفی می کند. ضمنا علاقه های شخصی سازمان ها برای سرمایه گذاری هم قابل توجه است. به عنوان مثال بانک رفاه علاقه خود را به سرمایه گذاری در حوزه سلامت اعلام می کند. بنابراین مشاهده میکنید که فرقی نمی کند که چه چیز قرار است معرفی بشود. اصول همیشه به کار می آید.
تمرین معرفی (Presentation)
سخن آموزان یک سخنرانی معرفی کامل را مطابق با اصول آموزش داده شده آماده کنند. سعی کنید تا آنجا که می توانید مفصل و کامل باشد و برای خود محدودیت زمانی در نظر نگیرید. البته این سخنرانی اولیه با شروع دوره سخنوری و آموزش اصول سخنوری اصلاح می شود و به بهترین شکل ممکن در می آید. سخنرانی معرفی خود را در گروه قرار دهید و با سخن آموزان دیگر به اشتراک بگذارید.
برای انجام تمرین معرفی موارد زیر را در نظر بگیرید:
نام و موقعیت فعلی:
قدردانی برای موقعیت فعلی:
سوابق مهم کاری/تحصیلی:
علایق شخصی + مثال جزئی:
اصول ارتباطی/شخصیتی:
خط قرمزهای ارتباطی:
هدف/آرزو/آرمان (مثال):
پایان گرم و انگیزشی:
0 دیدگاهها