نحوه استدلال در مناظره
استدلال، قلب هر مناظره موفق است. وقتی بتوانید ادعاهایتان را دلیل و دلیلتان را با شواهد معتبر پشتیبانی کنید و نتیجهگیری منطقی داشته باشید، مخاطب نه تنها قانع میشود بلکه پیام شما در ذهنش ماندگار خواهد شد. در این مقاله، به زبان ساده و کاربردی، مراحل و مهارتهای استدلال در مناظره را بررسی میکنیم.
اجزای اصلی استدلال
1- ادعا (claim)
ادعا جمله یا گزارهای است که میخواهید مخاطب را نسبت به درستی آن قانع کند. نکته مهم آن است که استدلال مرحله بعد از ادعا است. اساسا بدون ادعا، هیچ گونه استدلالی شکل نمی گیرد.
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
ویژگی های ادعا
- واضح و مشخص باشد نه مبهم و دوپهلو
- آموزش مهم است.
- آموزش آنلاین مؤثرتر از آموزش حضوری است.
- ویژگی دیالکتیکی داشته باشد یعنی هم تو بتوانی برایش دلیل و شواهد بیاوری و هم طرف مقابل بتواند نقدش کند.
- من دوست دارم کتاب بخوانم.» (این فقط یک سلیقه است)
- کتاب خواندن از تماشای فیلم مفیدتر است.
- یک جملهی خبری باشد، نه پرسشی یا دستوری.
- آیا انرژی پاک بهتر است؟
- انرژی پاک بهترین جایگزین سوختهای فسیلی است.
3- شواهد (evidence)
ادعا بیان می کند چه چیزی درست است، دلایل توضیح می دهد که چرا درست است و شواهد از دلایل پشتیبانی می کنند. شواهد از جنس آمار، مثال، تجربه، خاطره، داده، تحقیق علمی، نقل قول از مشاهیر و متخصصان می باشد. دلایل بدون شواهد صرفا نظر شخصی هستند.
4- نتیجه گیری (conclusion)
نتیجهگیری جمعبندی و پیوند منطقی بین ادعا، دلیل و شواهد است و مانند چسبی است که اجزای استدلال را به هم وصل میکند. نتیجه گیری باعث از بین رفتن پراکندگی ذهن مخاطب و رسیدن به یک پیام روشن می شود.
نقش نتیجهگیری
الف) یادآوری ادعا با زبانی محکمتر.
ب) نشان دادن رابطه بین دلیلها و شواهد با ادعا.
ج) ایجاد قاطعیت در ذهن مخاطب (نه اینکه بگذاری او گیج بماند).
مفاهیم استدلال
تعریف واحد استدلال
استدلال به صورت گزاره های خبری بیان می شود که یا ارزش درست (true) دارند یا ارزش نادرست (false). جملات عاطفی و پرسشی گزاره نیستند.
زمینه مشترک چیست؟
من می خواهم گزاره ای (proposition) را به شما بقبولانم و آن را با دلیل پشتیبانی می کنم. همین طور در بحث عقب می رویم تا به یک زمینه مشترک برسیم. زمینه مشترک یا اصول (اصول موارد بدیهی که نیاز به استدلال ندارد. اصول یا خاصaxiom هستند یا عام و همه چیزفهم postulate هستند) است یا تعریف (Definition)(تعریف نقطه ایست که من و تو هر دو از اسم و مسمی یک چیز را مراد می کنیم). استدلال را نمی توان تا ابد ادامه داد. یک جایی باید یا به اصول برسیم و یا به تعریف
تعریف استدلال
استدلال (argument) یعنی دو طرف توسط اطلاعاتی که هر دو قبول دارند و بدیهی است (axium) و یا تعاریف مشخص قراردادی و یا مشاهدات به نتایجی دست پیدا می کنند که به این فرایند استدلال یا فکرورزی می گویند.
شکل گزاره ها
گزاره یا در مورد یک شخص است یا در مورد یک مجموعه. اگر گزاره در مورد یک شخص باشد، شخصی(singular) و اگر مربوط به یک مجموعه باشد، گزاره کلی (universal) است. در حالت کلی یا در مورد تمام افراد مجموعه است یا در مورد بعضی. در حالت اول گزاره کلی (general) و در حالت دوم گزاره جزئی یا وجودی(Existential) است. به کلماتی مانند همه، هر، بعضی، تمام، هیچ و .. که بیانگر میزان شمولیت گزاره بر افراد یک مجموعه هستند سور (quantifier) می گویند. سور در عربی به معنای حصار، بارو و دیوار گراداگرد شهر است و در گزاره های منطقی هم حدود شمولیت گزاره را تعیین می کند.
اعتبار استدلال
اگر فقط فرم استدلال درست باشد استلال valid یا معتبر و اگر هم فرم و هم محتوا درست باشد استدلال sound است.
نکته کاربردی 1
برای رد گزاره کلی کافی است یک مثال نقض بیاورید. در گزاره های وجودی عطفی(و) وجود داشته باشد، کافی است یکی از گزاره ها را رد کنید، کل گزاره رد می شود. ولی اگر گزاره وجودی فصلی (یا) باشد، باید هر دو گزاره را رد کنید تا کل گزاره رد شود.
نکته کاربردی 2
تفکیک گزاره های واقعی(fact) و ارزشی (value) در مناظره مهم است. در گزاره های واقعی یا من درست می گویم یا تو. اما در گزاره های ارزشی مسئله اهم و فی الاهم است. گزاره های واقعی با است و می باشد همراه است و گزاره های ارزشی با باید و نباید و شایسته و پسندیده و خوب و بد و ... همراه است.
نکته کاربردی 3
نه از است، باید و نه از باید، است بیرون نمی آید. در منطق هر آنچه در مقدمات است در نتیجه می آید. پس در مقدمه اگر است است در نتیجه نمی تواند باید بیاید. چه کسی از واقعیت به ارزش برسد و یا از ارزش به واقعیت برسد خطای منطقی و استدلالی است.
نکته کاربردی 4
دلیل (raesoning) از جنس منطقی است و توجیه(rationalize) از جنس احساسی و واکنشی است و در واقع نوعی دلیل تراشی است.
انواع استدلال
استنتاج یا قیاس(deductive)
استنتاج از کل به جز است. مثال قیاس: همه آدم ها می میرند. سقراط آدم است. پس سقراط هم می میرد.
استقرا(inductive)
استقرا از جزء به کل است. به عنوان مثال: من یک کلاغ دیدم سیاه است. دو کلاغ سیاه دیدم. 100 کلاغ سیاه دیدم پس کلاغ سیاه است.
تبیین (abductive)
اما در برخی موارد نه قابلیت استقرا وجود دارد نه استنتاج. مانند چرا جهان وجود دارد. اینجا تبیین صورت می گیرد.
تفاوت استقرایی و استنتاجی
1- ویژگی انقباضی و انبساطی
استدلال قیاسی انقباضی و استدلال استقرایی انبساطی است. در استدلال استنتاجی نتایج کوچکتر از مقدمه و در استلال استقرایی نتایج بزرگتر از مقدمات است.
2- فرم(form) و محتوا(content) در استدلال
منطق صوری به این معناست که منطق فرمال است و مسئولیت درستی و غلطی محتوا ندارد بلکه کار به صورت یا فرم دارد. مثال سقراط در فرم به این صورت است. همه الف ها ب هستند. ج، الف است پس ج، ب است. این فرم استدلال است یعنی همان منطق صوری. منطق کاری به محتوای جملات شما ندارد بلکه به فرم کار دارد. مثال: سعدی اهل تهران است. همه تهرانی ها تاجر هستند. پس سعدی تاجر است. این جمله از نظر منطقی درست است ولی از نظر محتوایی خیر.
3- حفاظت از صدق
استدلال های استنتاجی استدلال های هستند که اگر محتوای مقدمات درست بود، بی برو برگرد نتیجه درست است. اما استدلال استقرایی اینگونه عمل نمی کند. در استدلال استقرایی اگر همه مقدمات هم درست باشند، این احتمال وجود دارد که نتیجه غلط باشد. استدلال های استنتاجی از صدق حفاظت می کنند ولی استدلال های استقرایی از صدق حفاظت نمی کند.
4- monotonicity
استدلال های استنتاجی استدلال هایی هستند که می توان به مقدمات آن ها مقدمات دیگری اضافه کرد و استدلال خراب نمی شود(monotonicity). اما استدلال های استقرایی اینگونه نیستند و با یک مقدمه ممکن است نتایج غلط شوند. مثلا من 1000 تا قو دیدم سفید بوده است. ولی اگر ی قوی دیگر اضافه شود و رنگ دیگری داشته باشد نتیجه استدلال غلط می شود.
5- نتایج یقینی و احتمالی
در استدلال استنتاجی نتیجه یقینی است ولی در استدلال استقرایی نتایج احتمالی است نه یقینی
استدلال های استنتاجی با نتایجشان چیز زیادی در مورد جهان به ما نمی گویند. به عبارتی در مقدمات آن اطلاعات بیشتری وجود دارد تا نتایجشان. اما استدلال استقرایی حرف های مهمی در مورد جهان خارج به ما می دهد. جهان خارج جهان احتمالات و استقراست نه جهان استنتاج و قیاس. اگر فکر می کنید که فردا صبح بلند می شوید خورشید طلوع می کند این استقراست(دیوید هیوم)
نمونه استدلال های قیاسی و استقرایی
الف) تو همه فیلم های فارسی آدم خوب ها برنده می شود. در هزارپا هم آدم خوب ها برنده می شوند.(قیاس)
ب) تو اکثر فیلم های فارسی آدم خوب ها برنده می شود. در هزارپا هم آدم خوب ها برنده می شوند. (استقرا)
ج) پدربزرگم نود سال سیگار کشید نمرد پس تو هم سیگار بکش. (استقرا)
د) احتمال بردن در لاتاری کم است امسال هم برنده نمی شوم. (استقرا)
ه) استدلال های شرلوک هومزی (استقرا)
و) 2+2=4 (قیاس)
ز) دو چیز مساوی با یک چیز خودشان مساوی هستند. (قیاس)
انواع استدلال های استقرایی
1- استقراء ساده (تعمیم جهان شمول)
Universal Generalization Simple Induction
از چند مشاهدهی جزئی به یک نتیجهی کلی میرسیم (نمونه کم، خطاپذیر).
p1 ویژگی الفا را دارد، p2 هم ویژگی الفا دارد، pn هم ویژگی الفا را دارد پس pn+1 ویژگی الفا را دارد
مثال: غذای هندی خوشمزه است و من دوست داشتم. این غذای هندی هم که خوردم خوشمزه بود
هر وقت صبحانه نخوردی سردرد گرفتی امروز هم صبحانه نخوردی
اسکورسیزی عالیه. 5 تا از فیلماش رو دیدم فوق العاده بود
سه بار به رستوران رفتم، غذا خوب بود، پس همیشه خوب است.
2- استقراء تام
Complete Induction
همهی موارد بررسی میشوند، نتیجه قطعیتر است. p1 ویژگی الفا را دارد، p2 هم ویژگی الفا دارد، pn هم ویژگی الفا را دارد پس همه p ها ویژگی الفا را دارد
مثال: دیگه سینما نمی روم چون همه فیلم ها مزخرف هستند
هر وقت چیزی خوردم توش زنجفیل بوده حالم به هم خورده، زنجفیل کلا آشغاله
مثال: همهی کتابهای کتابخانه فارسی بودند، پس کتابخانه فقط کتاب فارسی دارد.
3- استقراء ناقص
Incomplete Induction
فقط بخشی از موارد بررسی میشود، نتیجه احتمالی است.
چند پرنده پرواز کردند ، پس همه پرندگان پرواز میکنند (اشتباه).
4- استقراء مبتنی بر تعمیم آماری
Statistical Induction
از دادهها و آمار برای تعمیم به کل جامعه استفاده میشود. X % از نمونه ها (sampel) ویژگی الفا را دارد پس x% جامعه (
population) ویژگی الفا دارد. این نوع استدلال استقرایی پرکاربردترین نوع استدلال در زندگی روزمره است.
۸۰٪ دانشجویان گفتند آموزش آنلاین بهتر است، پس دانشجویان آموزش آنلاین را ترجیح میدهند.
5- استقراء علّی
Causal Induction
از مشاهده رابطهی پدیدهها، علت و معلول نتیجهگیری میکنیم.
باران شدید میبارد و رودخانه بالا میآید، پس باران علت بالا آمدن رودخانه است.
6- استقراء قیاسی
Analogical Induction
نتیجهگیری بر اساس شباهت میان دو پدیده. (تشبیه، داستان، ضرب المثل)
کشتی و جامعه شبیه هم هستند. ناخدا انتصابی است پس رهبر هم باید انتصابی باشد.
7- کنتراست
(Contrast / Method of Difference)
نتیجهگیری بر اساس تفاوت میان دو پدیده.
مهندس های ژاپنی و آلمانی عالیند. ولی کار تیمی ژاپنی ها و دقت آلمانی ها بیشتر است.
8- استقراء پیشبینی
Predictive Induction
استفاده از روند گذشته/حال برای پیشبینی آینده.
هر سال در نیمه دوم قیمت دلار افزایش می یابد. پس امسال هم بالا می رود.
انواع خطاهای استدلال استقرایی
1- تعمیم شتابزده
Hasty Generalization
نتیجهگیری کلی بر اساس تعداد نمونههای خیلی کم.
مثال: دو معلم بداخلاق دیدم، همه معلمها بداخلاقاند.
2- سوگیری نمونه
Sampling Bias
نمونهی انتخابشده نمایندهی کل جامعه نیست.
مثال: فقط از ورزشکارها پرسیدیم، همه مردم ورزش را مهم میدانند.
3- تعمیم مطلق
Overgeneralization
تعمیم یک ویژگی خاص به کل یک گروه.
مثال: یک سیاستمدار فاسد بود، همه سیاستمدارها فاسدند.
4- نادیده گرفتن شواهد مخالف
anecdotal evidence
انتخاب دادههایی که نتیجه ما رو تأیید کنه (confirmation bayas) و نادیده گرفتن بقیه (Cherry Picking).
مثال: فقط موفقیتهای یک سرمایهگذار رو گفتیم، شکستهاش رو نگفتیم.
5- رابطهی کاذب
False Cause
فرض میکنیم همزمانی یا توالی دو رویداد، رابطه علت و معلولی دارند.
مثال: بعد از دعا در امتحان موفق شدم. دعا علت موفقیت بود.
6- قیاس معالفارق
False Analogy
نتیجهگیری بر اساس شباهتهای سطحی یا نامرتبط.
مثال: کشور A و B هر دو ساحلی هستند، پس شرایط اقتصادیشان یکسان است.
7- تعمیم از موارد استثنایی
Overreliance on Anecdotes
تکیهی بیش از حد بر تجربهی شخصی یا استثناها.
مثال: پدربزرگم سیگار کشید و ۹۰ سال عمر کرد، پس سیگار ضرر ندارد.
8- خطای پیشبینی
Faulty Prediction
پیشبینی آینده فقط بر اساس الگوی محدود گذشته.
مثال: همیشه آبان باران آمده، امسال هم حتماً باران میآید.
9- exaggerate accuracy
دقت مبالغه آمیز و بزرگنمایی شده
مثال: 75 درصد شوت های یک بسکتبالیست گل شده پس در بازی بعد 75 درصد شوت هایش گل می شود.
0 دیدگاهها