اندام های گفتاری و آواشناسی مطالعه و توصیف علمی آواهای زبان است. آواشناسی تولیدی بررسی آواهای زبانی از منظر اندام های گفتاری و نقش آنها در تولید آواست. این شاخه از آواشناسی است که در ادامه مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.
هر حرفی با توجه به اینکه در کدام قسمت اندام های گفتاری تولید می شود و همچنین در هنگام تولید، اندام های گفتاری در چه حالت و وضعیتی قرار می گیرند تعریف و مشخص می شود. هیچ کدام از اندام های گفتاری صرفا برای این کار تکامل پیدا نکرده اند و صرفا در کنار وظایف اصلی فیزیولوژیک خود، در تولید آوا هم نقش دارند. بیشتر این اندام ها در بلع و تنفس، نقش آفرین هستند. این اندام ها شامل شش ها، حلق، حنجره، زبان، لب ها، دندان ها، لثه، کام، ملازی، حفره دهان و بینی است. دانشجویان فن بیان توجه داشته باشند که برای یادگیری تلفظ صحیح حروف باید آگاهی و شناخت کاملی نسبت به اندام های گفتاری و روش های تولید آوا داشته باشند تا بتوانند با انجام تمرین تلفظ حروف به تسلط و ورزیدگی لازم دست پیدا کنند.
آنچه می خوانید
سیستم تنفسی
شش ها
شش ها اندام های گفتاری هستند که منبع هوای بازدمی به عنوان نیروی محرکه اصلی تولید آواهای زبانی است. دانشجویان فن بیان، هر قدر که در تمرینات تنفسی مهارت بیشتری پیدا کنند و کنترل بیشتری روی قدرت، شدت و سرعت تولید هوا داشته باشند در تلفظ حروف، ورزیدگی بیشتری خواهند داشت.
آناتومی حنجره
حنجره
حنجره اندام گفتاری تولید صدا است که در قسمت تحتانی حلق و فوقانی نای قرار گرفته است. در داخل حنجره دو پرده نازک و منعطف قرار دارد که با اینکه از نظر شکل ظاهری شبیه تار نیستند به آنها تارآواهای صوتی میگویند. فضای بین این دو تارآوا را چاکنای میگویند. عمل اصلی فیزیولوژیک حنجره در عمل بلع و تنفس است.
با عبور هوای بازدمی از حنجره، تارآواها منقبض و کوتاه شده و به یکدیگر نزدیک می شوند و از ارتعاش آنها واک تولید میشود. واک، آوا یا صدایی است منظم که خاصیت موسیقایی دارد.
در زبان فارسی حروف به دو دسته “صامت یا همخوان” و “مصوت یا واکه” تقسیم می شوند. منظور از حروف صامت 32 حرف الفبا است که به تنهایی خاموش هستند و صدایی ندارند و برای تلفظ آن ها باید واکه یا مصوت یعنی صدادار به آن ها اضافه شود.
مصوت ها در فارسی 6 تا هستند: اِ – اَ – اُ که مصوت کوتاه هستند و آ – ای – او که مصوت بلند هستند. البته دو مصوت مرکب که شامل ای مانند مِیْ و همچنین اُوْ مانند سال نو هم وجود دارد که در مجموع تعداد مصوت ها به 6 عدد می رسد.
حالت تارآواها هنگام تولید صدا را حالت واکسازی می گویند. که شامل چهار حالت زیر است:
واکدار(آوادار) و بیواک (بی آوا)
برخی حروف وقتی تلفظ می شوند با عبور هوا از میان تارآواهای صوتی در حنجره باعث لرزش، انقباض و کوتاه شدن آنها میشوند. این حروف، واکدار یا آوایی هستند و برخی دیگر در هنگام تلفظ باعث لرزش تارآواهای صوتی حنجره نمیشوند و این حروف بیواک یا غیرآوایی هستند.
حروف واکدار (آوایی): ء – ب – ج – د – ذ – ر – ز – ژ – ق – گ – م – ن – و – ی
حروف بیواک (بی آوا): پ – ت – چ – خ – س – ش – ف – ک – ه
توضیح آنکه حروف ز، ض، ظ – ت، ط – س، ص، ث – ق، غ و ع، ء به علت مخرج مشترک یکی در نظر گرفته شده است.
حالت بیواکی یا بیآوایی همان حالتی است که تارآواهای صوتی حنجره هنگام نفس کشیدن طبیعی به خود میگیرند. تارآواها از هم جدا هستند، چاکنای باز است و هوای بازدمی بدون برخورد به مانعی از حفره حنجره عبور میکند و در حنجره هیچ آوایی تولید نمیشود.
نکته1: برای تشخیص این موضوع می توانید دو انگشت اشاره و سبابه خود را در زیر برجستگی یا سیب گلو قرار دهید و حروف را تلفظ کنید. هر زمان که هنگام تلفظ، لرزش تارآواهای صوتی را با انگشتان خود حس کردید، آن حروف آوایی هستند.
نکته2: حروف غیرآوایی نسبت به حروف آوایی در هنگام تلفظ به میزان انرژی و نفس بیشتری نیاز دارند و به کلام ساده تر، سخت تر تلفظ می شوند.
حالت انسدادی و انقباضی
حروف انسدادی شامل حروف ب – پ – ت – د – ک – گ – ق – ء میباشد. منظور از صامتهای انسدادی این است که برای تلفظ حروف، باید مسیر خروج هوا از حنجره کاملا بسته شود. تارآواها کاملا روی هم قرار میگیرند و مسیر خروجی حنجره را برای مدت زمانی مسدود میکنند. انسداد کامل خروجی هوا از حنجره دلیل نامگذاری این حروف است. اگر سعی کنید این حروف را بدون مصوت تلفظ کنید کاملا متوجه این انسداد کامل می شوید.
حروف انقباضی (نجوایی) شامل حروف ج – چ – خ – ر – ز – ژ – س – ش – ف – ل – م – ن – و – ه – ی می باشد. منظور از صامت های انقباضی یا نجوایی این است که برای تلفظ این حروف، قسمتی از تارآواها روی هم قرار میگیرند و قسمت دیگر آنها جدا میمانند. در نتیجه مسیر خروج هوا از حنجره باریک و منقبض میشود ولی کاملا بسته نمیشود.
نکته: حروف انسدادی از آن جهت قابل اعتنا است که در هنگام تلفظ به میزان انرژی و نفس بیشتری نسبت به حروف انقباضی نیاز دارد. بنابراین کسانی که میخواهند از فن بیان قوی برخوردار باشند باید بدانند که هنگام تلفظ این حروف باید انرژی بیشتری مصرف کنند. یکی از دلایلی که حرف ت در آخر کلمات مانند هست، گفت و یا حرف ر در کلمه فکر تلفظ نمی شود، همین نکته است.
نکته: بنابراین با توجه به دو تقسیمبندی انجام شده میتوان براساس میزان مصرف انرژی برای تلفظ، حروف را به ترتیب به چهار دسته تقسیم کرد که به ترتیب میزان مصرف انرژی و نفس و دشواری تلفظ در آنها افزایش مییابد.
| ردیف | تقسیم بندی حروف | حروف | میزان مصرف انرژی |
| 1 | انقباضی – آوایی | ج – ز – ر – ژ – ل – م – ن – و – ی | کم |
| 2 | انقباضی – غیرآوایی | چ – خ – س – ش – ف – ه | متوسط |
| 3 | انسدادی – آوایی | ب – د – ق – گ – ء | زیاد |
| 4 | انسدادی – غیرآوایی | پ – ت – ک | خیلی زیاد |
توضیح آنکه حروف ز، ض، ظ – ت، ط – س، ص، ث – ق، غ و ع، ء به علت مخرج مشترک یکی در نظر گرفته شده است.
حفره بینی یا خیشوم
اندام های گفتاری مانند حفره حلق، دهان و بینی با ایجاد صداهای کناری و ترکیب شدن با آواهای اصلی (مصوت ها)، آواهای متنوع تولید می کند.
ملاز یا زبان کوچک در سه راهی حفره حلق و دهان و بینی قرار دارد و زمانی که برافراشته می شود و حفره بینی را می بندد، این حفره دیگر نقشی در تولید آواها ندارد. اما هنگامی که حفره بینی مسدود نیست هوای بازدمی وارد این حفره شده و اصطلاحا ویژگی خیشومی پیدا می کند.
دو حرف میم و نون در زبان فارسی، حروف خیشومی هستند. البته در هنگام تلفظ سایر حروف، زبان کوچک یا مُلاز حفره بینی را می بندد و هوا فقط از حفره دهان خارج می شود. کسانی که اصطلاحا صدای تودماغی دارند به این دلیل است که غیر از دو حرف میم و نون در تلفظ باقی حروف هم هوا وارد حفره بینی می شود که می تواند به علت نقص عملکرد زبان کوچک باشد. البته پولیپ بینی و همچنین انحراف بینی و سایر مشکلاتی از این دست هم می تواند در کیفیت صدا تاثیرگذار باشد.
نکته دیگر اینکه حفره بینی به دلیل انعطاف بسیار کم نسبت به حفره دهان و حلق قابلیت چندانی در تولید آواهای متنوع و گوناگون ندارد.
حفره حلق
حفره حلق
انقباض دیواره حلق باعث سایش صدا و ایجاد آوایی است که به آن حلقی یا گلویی می گویند. البته در زبان فارسی از آوای سایشی حلقی استفاده نمی شود. ولی در زبان عربی در تلفظ حرف عین یا ح کاملا مشهود است.
البته نوع دیگری از انقباض حلق در حروفی مانند ط و ظ عربی استفاده می شود که چون ویژگی حلقی این حروف فرع بر ویژگی اصلی آن هاست که زبانی- کامی است، اصطلاح حلقی شدگی در مورد آن به کار می رود.
حفره دهانی
حفره دهانی مهمترین اندام گویایی است. حرکت های همه جانبه زبان، حرکت فک ها، انعطاف پذیری لب ها و نرم کامه، همگی باعث شده است که حفره دهانی مهمترین اندام گویایی در تولید متنوع آواهای زبانی باشد.
به علت انعطاف زیاد عضله زبان، تقسیمبندی دهانی بر اساس سقف دهان که وضعیت ثابت و مشخصی دارد انجام می شود. البته در شکل … تقسیم بندی جایگاه تولید را هم در کل حفره دهانی هم در سقف و هم در زبان مشاهده می کنید.
در قسمتهای بعدی که در مورد حروف و نحوه تشکیل آنها شرح داده خواهد شد با مشخص شدن این جایگاههای تولید می توانید متوجه شوید که کدام قسمت ها در تولید آوای هر حرف نقش دارند. این مسئله در مورد کسانی که دچار اختلال در تلفظ هستند و یا می خواهند به زبان معیار صحبت کنند اهمیت بسیاری دارد و می تواند به آن ها کمک کند با تمرینات مداوم و مستمر به رفع این مشکل بپردازند.
حفره دهانی
آناتومی حفره دهانی | آناتومی حفره دهانی |
|---|---|
1- قسمت خارجی لب | 10- حلق |
2- سمت داخلی لب | 11- چاکنای |
3- دندان بالا | 12- اپی گلوت |
4- لثه | 13- اوروفارینکس |
5- برآمدگی عقب لثه | 14- پس زبان |
6- پیش کام | 15- زبان پیشین |
7- کام | 16- تیغه زبان |
8- پس کام | 17- نوک زبان |
9- ملازی یا زبان کوچک | 18- زیر نوک زبان |
جایگاه و روش تولید آواهای فارسی
جایگاه و روش تولید آواهای فارسی | انسدادی plosive | تودماغی nasal | لرزشی trill | سایشی fircative | سایشی کناری lateral fricative | مجاورتی approximant |
|---|---|---|---|---|---|---|
دولبی (bilabial) | پ ب | م | ||||
لبی دندانی (labiodental) | ف و | |||||
دندانی (dental) | ||||||
لثوی (alveolar) | ت د | ن | ر | س ز | ل | |
پشت لثه (postalveolar) | ش ژ | |||||
کامی (palatal) | ج چ | ی | ||||
نرم کامی (velar) | ک گ | |||||
ملازی (ovular) | ق | خ | ||||
حلقی (pharyngeal) | ه | |||||
چاکنایی (glottal) | ء |
لازم به ذکر است که در جایگاه تولید که اشتراکی هستند، جایگاهی که نقش اصلی را در تولید آوا بازی کند را اول می نویسند. تفاوت جایگاه لثوی کامی و کامی لثوی مربوط به همین موضوع است. همچنین نقش زبان در جایگاه تولید هم ذکر نمی شود. به جز حروف دولبی که شامل م،ب،پ و حرف حلقی ه ، در باقی حروف زبان نقش دارد. پس وقتی میگوییم لثوی، نقش زبان به عنوان پیشفرض در نظر گرفته شده است.
تقسیم بندی زبان
همانطور که در شکل … مشاهده می کنید زبان به پنج منطقه تقسیم شده است. که شامل زیر زبان (18) ، نوک زبان (17) ، تیغه زبان (16) ، قسمت پیشین یا جلویی زبان (15) و قسمت پسین زبان (14) می باشد.
نوک زبان در حالت عادی در تماس با دندان های نیش پایین، تیغه زبان با دندان های نیش بالایی و لثه، قسمت پیشین زبان با پیشکام و پسکام و قسمت پسین زبان در تماس با نرمکام و ملاز قرار دارد.
ارتفاع زبان
با حرکت فک پایین، زبان هم به سمت پایین حرکت می کند و در این حالت به فاصله زبان از سقف دهان، ارتفاع زبان می گویند. در اصول خط آوانگار بین المللی این فاصله را به چهار درجه تقسیم می کنند.
1- باز: هنگام تلفظ مصوت آ اتقاق می افتد و آن زمانی است که دندان ها و زبان و فک پایین بیشترین فاصله ممکن را از سقف دهان دارند
2- نیمه باز: در تلفظ مصوت اَ اتفاق می افتد و سه چهارم ارتفاع باز را شامل می شود
3- نیمه بسته: در تلفظ مصوت اِ اتفاق میافتد و یک چهارم ارتفاع باز را شامل می شود.
4- بسته: هنگام تلفظ مصوت ای یا او اتفاق میافتد و دندان های پایین و زبان و فک پایین کمترین فاصله را نسبت به سقف دهان دارند و تا آنجا که میسر و ممکن است به آن نزدیک شده اند.
یکی از مشکلاتی که ممکن است در بسیاری از افراد وجود داشته باشد این است که هنگام تلفظ مصوتها (واکها) و صامتها (همخوانها) دهان آن ها به اندازه کافی باز و بسته نمی شود و درنتیجه شفافیت و رسایی تلفظ دچار اختلال می شود.
تمرین: سخن آموزان با انجام تنفس عمیق شکمی از ارتفاع باز به بسته و بسته به باز حرکت کنند بدین صورت که مصوت های زیر را از 1 تا 6 به ترتیب ادا کنند و مراقب ارتفاع دهان باشند.
| 6 | 5 | 4 | 3 | 2 | 1 |
| اَ | اِ | ای | اِ | اَ | آ |
حالت لب ها
دو حالت مهم لب ها در تولید آوا، حالت گرد و گسترده است. در زبان فارسی هنگام تلفظ مصوت او، حالت گرد و هنگام تلفظ مصوت ای، حالت گسترده قابل مشاهده است. در موارد دیگر مانند تلفظ مصوت اِ ، لب ها حالت خنثی دارند.
تمرین: حالت گرد و گسترده لب ها باعث تغییرات در حفره دهانی می شود که در تولید آواهای مربوط، مهم است. سخن آموزان برای تمرین حالت لب ها به ترتیب مصوت او و ای را پشت سر هم تمرین و تکرار کنند. این تمرین به تمرین آژیر هم شناخته می شود. علت آن است که وقتی این تمرین را با سرعت و صدای بلند انجام دهید، صدایی شبیه آژیر آمبولانس تولید می شود.
روش های تولید آوا
حالتی که اندامهای گویایی هنگام تولید یک آوا به خود میگیرند را اصطلاحا روش تولید آوا میگویند. انواع روش های تولید آوا شامل انسدادی، خیشومی (غُنِّه ای یا تودماغی)، زَنِشی (تک ضربه سریع) ، لرزشی یا غلطان، سایشی، ناسوده و برگشتی است.
روش انسدادی (Plosive)
در این روش که به آن انفجاری هم می گویند اندام های گفتاری طوری در کنار هم قرار میگیرند که برای مدت زمان کوتاهی مسیر خروج هوا مسدود می شود. حروف ء ب پ ت د ق ک گ به این روش تولید میشوند.
روش خیشومی، غُنِّه ای یا تودماغی (Nasal)
در این روش با پایین آمدن مَلاز یا زبان کوچک راه عبوری هوای بازدمی به حفره بینی باز می شود که تنها دو حرف م ، ن هستند که به این روش تولید می شوند.
روش لرزشی (Trill)
در این روش جریان هوا باعث ایجاد لرزش در اندام گفتاری می شود. مانند تلفظ حرف ر. البته در زبان ایتالیایی، اسپانیایی و لهجه پاریسی فرانسوی این لرزش مشهودتر است. حرف ر در زبان فارسی هم به همین روش تولید می شود.
روش زنشی یا تک ضربه سریع (Tapping or Flapping)
در زبان انگلیسی این روش به صدای ت (t-voicing) یا ضربۀ لثهای (alveolar flapping) هم شناخته میشود و آن صدایی است که با ضربه زدن مختصر زبان به لثه (alveolar ridge) ایجاد میشود. به عنوان مثال کلمه butter که معنای کَره میدهد به یک ضربه سریع به ناحیه برجستگی لثه به صورت budder تلفظ میشود. در کلمات دیگری مانند city، tittle و … هم این روش تکرار می شود.
روش سایشی (Fricative)
روشی است که در آن اندامهای گفتاری طوری به هم نزدیک میشوند که مجرای عبوری هوا چنان باریک و تنگ شود که از ساییده شدن هوا به اندام های گفتاری، آوا تولید شود. حروف س، ز، ش، ژ، ف، خ، چ، ه به این روش تولید میشوند.
حرف س، ز را اصطلاحا صفیری هم می گویند و دلیل آن فرورفتگی وسط زبان و ایجاد حالت v مانندی است که هوا سوتزنان از آن گذر می کند. در زبان انگلیسی به این دو حرف hissing sound می گویند که صدایی شبیه صدای سوت کشیدن مار است. تلفظ حروف سایشی در فن بیان در مواردی با مشکل مواجه می شود. از جمله Lisp یا اختلال تلفظ حرف س و ز از این دسته است. همچنین کشیدگی و غلیظ بودن حرف ش هم برخی از مشکلات تلفظ است.
روش مجاورت (Approximant)
روشی که در آن با نزدیک شدن اندام های گفتاری وسط حفره دهانی مسدود میشود ولی از کناره ها راه برای عبور هوا باز میماند. حرف ی در فارسی به همین روش تولید میشود. در این روش اندام های گفتاری به هم نزدیک می شوند ولی ضربه یا لرزش یا فشار خاصی وارد نمی شود. در ترجمه واژه مجاورت هم از همین باب انتخاب شده است که به معنای در نزدیکی کسی قرار گرفتن با مسکن گرفتن است.
0 دیدگاهها