مغالطه چیست؟ تعریف های متعددی از مغالطه وجود دارد ولی در نهایت عبارتی است که یا فرم یا محتوای آن فاسد است. در ادامه انواع مغالطات را بررسی می کنیم. آشنایی با مغالطات کمک می کند در مناظره آن ها را تشخیص داد و در دام مناظراتی گرفتار نشد. متن زیر برگرفته از کتاب مغالطات دکتر علی اصغر خندان است.
تعریف مغالطه
1- تعریف (1): مغالطه قیاسی است مرکب از وهمیات یا مشبهات
2- تعریف (2): مغالطه قیاس فاسدی است که منتج به نتیجه صحیح نباشد و فساد آن یا از جهت صورت است یا ماده یا هر دو
3- تعریف عام (3): انواع خطاها و آشفتگی های مرتبط با خطای در استدلال
4- تعریف سفسطه: مغالطه ای که عمدی یعنی با آگاهی از عدم اعتبار انجام می شود، اما به ظاهر معتبر و متقاعدکننده و در واقع فریب دهنده مخاطب است، سفسطه نامیده می شود.
دسته بندی مغالطه
1- تبیین های مغالطاتی که در گزاره ساده بدون استدلال رخ می دهد
2- مغالطات ادعای بدون استدلال
3- مغالطات مقام نقد
4- مغالطات مقام دفاع
5- مغالطات در استدلال
مغالطه در گزاره های ساده بدون استدال
1- مغالطه اشتراک لفظ (equivocation) و اشتراک معنا
به این شعر از مولوی دقت کنید:
کار پاکان را قیاس از خود مگیر گرچه باشد در نوشتن شیر شیر
آن یکی شیر است اندر بادیه وان دگر شیر است اندر بادیه
آن یکی شیر است کادم می خورد وان دگر شیر است کادم می خورد
یا لفظ معنای متعدد دارد مانند شیر که اشتراک لفظی است و یا یک واژه معانی مختلفی دارد که اشتراک معنایی است. مانند کلمه محارب که هم به معنای دشمن است و هم به معنای ارعاب و ترسانیدن با اسلحه
استعمال عامدانه یک لفظ در یک متن با معانی گوناگون که بتوان در شرایط مختلف مدعی یکی از آن معانی شد.
اشتراک معنایی یک لفظ است که برای یک معنای کلی در مصادیق متعدد وضع شده است در صورتی که اشتراک لفظی با چند وضع برای چند معنا مشخص شده است.
نکته1: یک واژه می تواند هم از یک حیث اشتراک لفظی هم از حیث دیگر اشتراک معنوی داشته باشد. مثلا واژه شیر به سه معنای شیر درنده، شیر خوراکی و شیر آب اشتراک لفظی و از حیث خوراکی شیر گاو، شیر گوسفند و … اشتراک معنایی داشته باشد.
نکته2: در مناظره باید لفظ از جهت خاص و عام بودن هم مورد توجه قرار بگیرد. الفاظ می توانند از یک حیث اسم عام و از حیث دیگر اسم خاص باشند. مانند دادگاه
مثال1: سعادت غایت زندگی انسان است. غایت زندگی انسان مرگ است. بنابراین سعادت انسان همان مرگ اوست. (غایت به معنای هدف و آخرین رویداد به کار رفته است)
مثال 2: علی دوست سی ساله من است
مثال 3: این کتاب قیمت ندارد (قیمت نداشتن، بسیار با ارزش بودن، بسیار بی ارزش بودن)
مثال4: با وجود امثال شما وضع سازمان اصلاح نمی شود (با به معنی در صورت و یا علی رغم)
2- مغالطه ترکیب مفصل
(composing the separated)
دو جمله که به صورت مجزا و غیرتالیفی صادق است ولی به صورت ترکیبی و تالیفی کاذب است.
مثال: او نویسنده است. او ورزشکار ماهری است.
او نویسنده و ورزشکار ماهری است
3- مغالطه تفصیل مرکب
(separating the composed)
این مغالطه عکس مغالطه ترکیب مفصل است. اگر به موضوع یا مبتدای جمله صفت مرکبی اسناد داده شده باشد و حکم در حالت ترکیبی صادق و در حالت تفریقی کاذب است.
مثال: او یک ایرانی بلندقد است.
4- مغالطه کنه و وجه
(misplaced concreteness) یا هیچ نیست به جز (nothing-but)
در این مغالطه فرد در مواجهه با یک پدیده، صفتی از آن پدیده را هر چند هم که مهم باشد معادل کل و ذات آن پدیده قرار می دهد
نحوه بیان منطقی مغالطه کنه و وجه:
پدیده الف چیزی نیست جز صفت ب
مثال: جهان چیزی نیست جز انرژی
دین چیزی نیست جز برنامه اقویا برای عقب نگه داشتن ضعفا
5- مغالطه علت جعلی
(false cause)
دو حالت دارد
الف) در استدلال چیزی به عنوان علت مطرح می شود که اساسا علت نیست
مثال: داستان پالان و خر خوردن مریض
ب) در این حالت بخشی از علت به عنوان کل علت مطرح می شود
همه بدبختی های امروز ما به دلیل ضعف در آموزش و پرورش و عملکرد معلمان و آموزگاران است.
من هر چی می کشم از دست پدر و مادرم می کشم.
مغالطات ادعای بدون استدلال
(claming without raesoning)
1- مغالطه بستن راه استدلال یا استدلال از راه سنگ
(appeal to the stone / Argumentum ad lapidem)
در این مورد نه تنها شخص برای ادعای خود استدلالی ندارد که راه نقد و استدلال دیگران را هم می بندد و ضعف بی استدلالی خود را می پوشاند.
مثال: به نظرم آدم متقلبی است. من این افراد را از روی چهره آن ها می شناسم
مثال: در این موضوع عقل راهگشا نیست. اگر شما دریچه های قلبتان را باز کنید می توانید این موضوع را درک کنید
2- مغالطه مسموم کردن چاه
(poisoning the well)
منظور این است که وقتی گفته می شود آب چاه مسموم است یک تاثیر روانی روی مخاطب ایجاد می کند که بدون آزمایش کردن آب چاه، از خوردن آن منصرف می شود.
در واقع شخص به جای استدلال، برای جلوگیری از اعتراض و مخالفت دیگران، صفات مذمومی را به آن ها نسبت می دهد. در واقع گوینده سخن با تحقیر و توهین می خواهد حرف خود را ثابت کند.
مثال: داستان لباس پادشاه که کسانی که حرامزاده بودند نمی توانستند آن را ببینند.
مثال: جز کسانی که عقده جنسی دارند همه با آموزش مختلط دختران و پسران در مدارس موافق هستند.
3- مغالطه تله گذاری
(trapping)
این درست عکس مغالطه مسموم کردن چاه است. در مغالطه قبلی صفت مذمومی به مخالفان نسبت داده می شود و در این جا برای جلب نظر مخاطب، صفت ممدوحی به او نسبت داده می شود.
مثال: قربون هیکل ورزشکاری و مرام پهلوانیت، این وسایل رو کمک کن جابه جا کنیم
نکته: از این مغالطه برای پرهیز و دوری مخاطبان برای ابراز نظر و عقیده خود هم استفاده می شود
مثال: از جنابعالی با چنین کرامات و فضایلی بعید است که چنین نظری داشته باشید
4- مغالطه طرد شقوق دیگر
(damning the alternatives)
زمانی رخ می دهد که ما نه با یک حصر عقلی که با یک حصر استقرایی روبرو باشیم
کاربرد مهم: برای بی عیب و نقص نشان دادن یک انتخاب نسبت به سایر گزینه ها
مثال : بهتر است گندم بکارید چون سیب زمینی و پیاز و دیگر صیفی جات این جا خوب به عمل نمی آید
نکته: در واقع کسی با برجسته کردن عیب دیگران نمی تواند شایستگی خود را ثابت کند
5- مغالطه توسط به مرجع کاذب
(appeal to authourity)
به دو شکل صورت می گیرد
حالت های مغالطه مرجع کاذب
الف) مرجع کاذب مبهم: توسط به مرجع بدون ذکر نام مغالطه است. مانند یکی از سیاست مداران بزرگ اشاره کرده است که…
ب) مرجع کاذب نابجا: از نظر مرجع در موضوع غیرتخصصی آن استفاده می شود. اینکه در تبلیغات یک فوتبالیست بگوید روغن ماشین شما چه باید باشد از همین دست است.
6- مغالطه هر بچه مدرسه ای می داند
(every school boys knows)
گوینده زمانی از این مغالطه استفاده می کند که حرف خود را بدیهی نشان دهد و بگوید که نیازی به استدلال نیست.
مثال: این یک حساب دو دو تا چهار تاست که … / هر بچه مدرسه ای می داند که …
نکته: اگر کسی برای موضوعی استدلال کند و بگوید که از این مقدمات، رسیدن به این نتیجه بدیهی است دچار این مغالطه نشده است
مغالطات مقام نقد
(fallacies in criticizing)
1- مغالطه این که چیزی نیست
(that is nothing)
مغالطه این که چیزی نیست بسیار شبیه به مغالطه هر بچه مدرسه ای می داند است. در آن مغالطه شخص استدلالی بر مدعای خویش نداشت و اینجا هم شخص استدلالی برای مخالفت و نقد ندارد. این مغالطه باعث می شود که سخن گوینده ساده و پیش پا افتاده به نظر برسد و او نیز از موضع قدرت در مقام نقد قرار بگیرد.
به عبارت دیگر در مغالطه هر بچه مدرسه ای می داند شخص می گوید سخن من بسیار بدیهی، واضح و روشن است پس از من استدلال نخواهید و در مغالطه این که چیزی نیست یعنی سخن شما بسیار ساده و پیش افتاده است پس ما به آن اعتنایی نمی کنیم.
2- مغالطه انگیزه و انگیخته
(argumentumad hominem)
در این مغالطه ناقد به جای آن که به نقد محتوا بپردازد به نقد خاستگاه اندیشه و انگیزه های گوینده می پردازد. در واقع در این مغالطه به جای سخن، سخنگو نقد می شود.
منشا مغالطه انگیزه و نگیخته
منشاء آن این است که بسیاری گمان می کنند که امکان ندارد یک عقیده صحیح و مستدل از سوی کسی ارائه شود که موقعیت مناسب اجتماعی، علمی و فرهنگی ندارد و یا انگیزه های مقبولی ندارد
توصیه مهم برای جلوگیری از مغالطه انگیزه و انگیخته
این جمله را سرلوحه رفتار نقادانه خود قرار دهید. سخن درست از هر کس و سخن نادرست از هیچ کس
3- مغالطه پهلوان پنبه
(the straw man)
مغالطه پهلوان پنبه این است که وقت کسی با یک مدعای قدرتمند برخورد می کند و می بیند قدرت مقابله با آن را ندارد، به جای آن، یک مدعای ضعیف و سست را به طرف مقابل نسبت می دهد و به جای رد کردن آن مدعای قوی، به رد کردن این مدعای ضعیف می پردازد.
مثال: دیشب سخنرانی وزیر را پخش کرد. او فکر می کند که مردم روی گنج نشسته اند.
دو حالت کلی مغالطه پهلوان پنبه
1- اگر سخن طرف مقابل معتدل بود چون رد ادعای معتدل کار دشواری است، ناقد آن را به شکل افراط و تفریط مطرح و آن را رد می کند.
2- نظر طرف مقابل طرفداران و مدافعان مختلف از طیف های متفاوت دارد. ناقد ضعیف ترین افراد را انتخاب و با آن ها مقابله می کند.
بیشترین کاربرد مغالطه پهلوان پنبه
بیشترین کاربرد این مغالطه در موضوعات دینی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. به عنوان مثال شما به جای نقد دانشمندان و متفکران طراز اول، به نقد افراد بی سواد در موضوع مربوط می پردازید و با رد نظر آن ها کل حرف را زیر سوال می برید.
در بیشتر موارد صاحب نظریه مخالف که ناقد از آن استفاده می کند زنده و حاضر نیست. پس نمی تواند پاسخ دهد و به راحتی می توان او را زمین زد
4- مغالطه خلط علت و دلیل
(confusing cause)
تفاوت علت و دلیل (The difference between rasionalize and reasoning)
علت در برابر معلول و در مورد پدیده های خارجی و عالم واقعی که صحبت از سببیت، تاثیر و تاثر موجودات بر یکدیگر است به کار می رود در صورتی که توجیه در مورد مفاهیم ذهنی انسانی به کار می رود.
اصطلاح فلسفی
مغالطه علت و دلیل در فلسفه به نام مقام ثبوت(جهان خارج) و مقام اثبات(ذهنی) شناخته می شود. مقام ثبوت به رابطه علی و معلولی پدیده ها در جهان خارج و مقام اثبات به روابط بین مقدمات و نتیجه استدلال مربوط است.
اگر رفتار انسان ثبوتی و علت گرایانه باشد جبری است و اگر اثباتی و توجیه گرایانه باشد اختیاری است.
مغالطات در مقام دفاع در مناظره
1- مغالطه خودت هم
(you also / two wrong make a right)
این مغالطه پرکاربرد زمانی رخ می دهد که شخصی موضوعی را به دیگری تذکر می دهد و او در پاسخ می گوید: خودت هم همین کار را انجام می دهی. گویا اگر خطا به تنهایی انجام می شد خطا بود ولی حالا که دیگری م آن را انجام می دهد دیگر خطا نیست.
مثال: چرا به من می گویی سیگار نکش، مگر خودت هم این کار را نکرده ای؟
دو حالت کلی این مغالطه
1- در حالت اول شخص برای نقد و پاسخ به گوینده، آن خطا را به او هم نسبت می دهد
2- در حالت دوم مجیب برای نقد و رد سخن گوینده سعی می کند تا مورد نقضی در سخنان و رفتار سابق گوینده بیابد و به او بگوید آیا حرف خودت را قبول نداری؟
2- مغالطه رها نکردن پیش فرض
(apriorism)
اگر کسی مبنای قضاوت را پیش فرض های خود قرار دهد و بدون توجه به واقعیات خارجی پیش فرض های خود را ملاک رد و قبول پدیده ها بداند به این مغالطه دچار شده است.
مثال: همه پزشکان برای پول کار می کنند اگر خدمت رایگانی انجام می دهند حتما کاسه ای زیر نیم کاسه است.
مثال: عوای گالیله و کلیسا در مورد تعداد افلاک که گالیله از آن ها خواست با تلسکوپ نگاه کنند و ببینند تعداد افلاک 8 تاست. ولی آن ها گفتند ما می دانیم که هفت تاست. اگر 8 تاست یا تو چشمت عیب دارد یا تلسکوپ خراب است.
3- مغالطه البته، اما
(of course,but)
این مغالطه هنگامی رخ می دهد که کسی سخنی را بگوید و اشتباهی را مرتکب شود و گمان کند که اشاره و توجه به آن خطا برای مبرا کردن او از آن خطا، کافیست. و چون این خطا را جاهلانه و ناآگاهانه انجام نمی دهد نباید کسی به او اعتراض کند.
کاربرد مغالطه البته، اما
بیشترین کاربرد آن در مورد خطاهای اخلاقی در گفتار یا گناهان زبانی است.
مثال: شاید بگویی غیبت می شود. نمی خواهم غیبت او را بکنم، اما آدم بسیار تنبلی است
مغالطه در استدلال
1- مغالطه مقدمات منفی
(negative premises)
یکی از شرایط قیاس این است که نباید هر دو مقدمه منفی باشد. اگر کسی این شرط را زیر پا بگذارد دچار مغالطه مقدمات منفی شده است.
مثال:
هیچ پزشکی دستفروش نیست. هیچ دست فروشی ثروتمند نیست. پس هیچ پزشکی ثروتمند نیست.
2- مغالطه مقدمات ناسازگار
(contradictory premises)
اگر در یک قیاس، مقدمات متناقض باشند به این معنا که اگر یک مقدمه درست بود دیگری نادرست و یا برعکس، این مغالطه به وجود می آید.
مغالطه مقدمات متناقض می تواند به راحتی ثابت کند که ماست سیاه است.
تعریف تناقض
اختلاف دو قضیه به طوری که اگر یکی از آن ها درست باشد دیگری نادرست است و برعکس
مثال: هر الف ب است. برخی الف ها ب نیستند
مثال: الان روز است و الان روز نیست
مثال: هر انسانی صلح جو و مهربان است. برخی انسان ها صلح جو و مهربان نیستند
مثال: او در رشته خود ماهر و کارآزموده است. البته بعضی مواقع شبیه آماتورها رفتار می کند.
3- مغالطه علت شمردن امر مقدم
( Post hoc ergo propter hoc / after this, therefore because of this)
ارتکاب این مغالطه به دلیل این پیش فرض خطاست که اگر دو حادثه ای متعاقبا پس از یکدیگر اتفاق می افتد، صرفا به دلیل تقدم و تاخر می توان حادثه اول را علت حادثه دوم دانست.
مثال: آب زرشک برای سردرد مفید است. من یکبار سردرد داشتم خوردم و 2 ساعت بعد سردردم از بین رفت.
4- مغالطه علت شمردن امر متقارن
(Correlation is not causation / Cum hoc ergo propter hoc)
پیش فرض این مغالطه این است که هر گاه دو حادثه با هم روی داد یکی را می توان علت دیگری دانست
مثال: دو بار آن مرد با کت قرمز وارد مغازه شده و هر دو دفعه یک اتفاقی افتاده است. به نظرم قدمش شگون ندارد
5- مغالطه ترکیب
(composition)
این مغالطه زمانی است که صفت اجزای یک مجموعه به کل آن نسبت داده شود.
مثال: تیم منتخب فیفا از بهترین بازیکنان جهان است ولی لزوما تیم قدرتمندی نیست
6- مغالطه تقسیم
(division)
این مغالطه زمانی رخ می دهد که صفت کل یک مجموع به اجزا نسبت داده شود. درست عکس مغالطه ترکیب.
مثال: او در یک شرکت معتبر کار می کند. پس باید آدم مهمی باشد.
7- مغالطه یا این یا آن
(bifurcation / black and white)
در این مغالطه ما با یک حصر استقرایی روبرو هستیم نه یک حصر عقلی.
مثال: اگر آن ها دوست ما نیستند پس دشمن ما هستند.
مثال: مردم دنیا دو دسته اند: یا درسخوان و فهمیده اند یا بی سواد و احمق. اگر نمی خواهی احمق باشی پس درس بخوان
نکته مهم
برخی از مفاهیم مانند زنده و مرده به گونه ای هستند که بین آن ها مرز مشخصی قرار دارد(متناقض). برخی هم مانند فقیر و غنی دارای مرز مشخصی نیستند بلکه مدرج هستند و دارای مراتب و درجات مختلفی هستند(متضاد). گاهی مغالطه یا این یا آن از خلط این دو مفهوم ایجاد می شود.
هدف از مغالطه یا این یا آن
اساس این مغالطه در صدد محدود کردن شقوق مسئله و منحصر کردن آن ها در انتخاب ها و راه حل های شخص مغالطه کننده است.
8- مغالطه مصادره به مطلوب
(petitio principii / begging the question)
واژه یونانی آن به معنای مسلم فرض کردن سرآغاز است. این مغالطه زمانی روی می دهد که فرد نتیجه استدلال را اثبات شده فرض می کند و به عبارتی شخص در مقدمات استدلال از همان نتیجه ای که درصدد اثبات آن است استفاده می کند.
مثال:
ابوالحسن اشعری متکلم معروف و موسسه فرقه اشاعره در کتاب المع چنین آورده است:
جهان مصنوع است – هر مصنوعی نیاز به صانع دارد-پس جهان نیاز به صانع دارد
قاضی عبدالجبار متکلم معروف معتزلی در کتاب شرح اصول خمسه این استدلال را مصادره به مطلوب می داند. زیرا صغرای قیاس همان نتیجه قیاس است.
0 دیدگاهها